X
تبلیغات
تنبورستان
بانگ گردشهای چرخست اینکه خلق ××× می سرایندش به تنبور و به حلق
 
علي‌اكبر مرادي در لهستان و سوئد به صحنه مي‌رود

علي‌اكبر مرادي؛ ارديبهشت ماه؛ در لهستان و اواخر خرداد ماه سال آينده در سوئد به اجراي موسيقي مي‌پردازد.
علي‌اكبر مرادي(آهنگساز و نوازنده مشهور تنبور)  گفت: كنسرت كشور آمريكا در ايالت كاليفرنيا و در سالن چمبر هال شهر ايروين برگزار ‌شد.
وي ادامه داد: همچنين بعداز آن در شهر سانفرانسيسكو به اجراي دونوازي تنبور و سازهاي كوبه‌اي پرداختيم.
مرادي درباره‌ي برنامه كشور لهستان گفت: كنسرت كشور لهستان به دعوت يكي از دبيران فستيوال موسيقي فولكلور اين كشور كه نيمه‌هاي ارديبهشت ماه برگزار مي‌شود را برگزار خواهيم كرد و در آن قطعاتي از موسيقي منطقه كردستان ايران را اجرا مي‌كنيم.
وي افزود: در اين برنامه به همراه دو پسرم يعني آرش و كورش مرادي كه سازهاي مختلفي مانند دف، تنبور، شورانگيز، ديوان و غيره را مي‌نوازند؛ روي صحنه مي‌روم و قطعاتي از موسيقي كردي را اجرا خواهيم كرد.
اين نوازنده تنبور درباره كنسرت سوئد خود گفت: قرار است اواخر خرداد يك كنسرت بزرگ در شهرهاي سوئد برگزار كنيم و در آنجا هرآنچه كه مربوط به موسيقي تنبور است را اجرا خواهيم كرد.
مرادي در ادامه صحبت‌هاي خود به انتشار آلبوم‌هاي «مهر و ماه يك و »2 اشاره كرد و گفت: اين آلبوم الان حدود يك هفته است كه توسط انتشارات سروه تنبور منتشر شده است.
اين هنرمند درباره محتواي اين اثر موسيقايي گفت: محتواي اين كنسرت مربوط به كنسرت‌هايي است كه به همراه پژمان حدادي در ايالت‌هاي مختلف كشور آمريكا برگزار كرده‌ايم.

|+| نوشته شده توسط عبدالمهدی حاجیانی در یکشنبه دهم بهمن 1389  |
 
همراهی کیخسرو پورناظری و قربانی در شبهای "شمس"

تور کنسرت گروه موسیقی "شمس" به سرپرستی کیخسرو پورناظری و آواز علیرضا قربانی زمستان امسال از ایران آغاز می شود و در ادامه به آمریکا و کانادا می رسد.

 کیخسرو پورناظری ضمن اعلام این خبر در نشست رسانه ای که عصر روز گذشته با حضور علیرضا قربانی خواننده و تهمورس پورناظری نوازنده این گروه در موزه موسیقی برگزار شد گفت : گروه موسیقی "شمس" با نگاه به موسیقی اصیل ایرانی در سخت ترین دوران اجتماعی در سه دهه پیش تشکیل شد. این گروه موسیقی درطول سی سال گذشته، با نگاه به اهداف و آرمان های موسیقایی خود و همچنین رعایت اصل امانت داری و با پشتوانه تفکر و نیروی جوان، رشد کرد و اکنون در آستانه سی امین سال تاسیس آن هستیم و خوشحالم امروز با سربلندی درکنار شما خبرنگاران نشستم و امیدوارم این گروه با حفظ امانتی که طی این سالها به او رسیده به راه خود ادامه دهد.

سی سال پرفراز و نشیب

 سرپرست گروه موسیقی "شمس" درادامه صحبت های خود به مراحل فعالیت این گروه موسیقی اشاره کرد وگفت: درطول این سی سال با فراز و فرودهای بسیاری مواجه بوده ایم و فعالیت این گروه موسیقی از جایی شروع شد که هنر موسیقی به خاطره ها پیوسته شده بود و اجازه هیچ فعالیت موسیقایی وجود نداشت اما من به اتفاق بسیاری از هم نسلانم از دریچه های کوچکی که باز می شد با ایمان راسخ به هنر اصیل سرزمین مادری ادامه دادیم ؛ دراین راه بسیاری از هنرمندان منفعل شدند، برخی از حرکت ایستادند و عده ای دیگر سنگر موسیقی را خالی گذاشتند؛ اما عده ای از هنرمندان به فعالیت خود ادامه دادند و موانع را از سر راه خود برداشتند.

 وی درادامه افزود : ناگفته نماند که در این راه حمایت علاقمندان و هموطنان به موسیقی ایران دلگرمی و چراغ پیش روی ما بوده است که توانستیم با گام های محکم این راه را طی کنیم.

 تهمورس پورناظری نوازنده گروه موسیقی شمس به تازه ترین برنامه های این گروه موسیقی اشاره کرد و گفت : با توجه به اینکه در آستانه سی سالگی گروه موسیقی شمس قرارداریم برنامه هایی را ترتیب داده ایم و قرار است تور کنسرت این گروه موسیقی در زمستان از تهران آغاز شود و در اروپا ،آمریکا و کانادا نیز همین برنامه را برگزار کنیم.

 این آهنگساز درادامه صحبت های خود حضور علیرضا قربانی در گروه موسیقی شمس را مغتنم و متفاوت دانست و گفت : برنامه ای که برای اجرا درنظر گرفته شده از نظر آهنگسازی ، سازبندی گروه و همچنین حضور یک خواننده که به شکل مستقل یک رپرتوار را می خواند بسیارمتفاوت است. چراکه ما در گذشته قطعات را به صورت همخوانی اجرا می کردیم اما این بار علیرضا قربانی به عنوان یک خواننده مستقل در کنار ما حضور دارد و این حضور برای گروه مغتنم است چراکه ایشان علاوه برآواز اخلاقی نیکو دارند .

 پس از پایان صحبت های آهنگساز گروه موسیقی "شمس" ،علیرضا قربانی خواننده گفت : من هم به سهم خودم خوشحالم که این تعامل پیش آمده است، من سالهای زیادی است که این گروه را می شناسم و در این مقطع زمانی با صحبتهایی که انجام شده به این نتیجه رسیدیم که درسال جاری به مناسبت سی امین سال تاسیس این گروه موسیقی با هم همکاری کنیم و امیدوارم همراهی و همدلی خوبی در طول اجرا صورت بگیرد ؛ خوشبختانه حس و حال خوبی در شیوه آهنگسازی و تنظیم قطعات دیدم و خوشحالم که در کنار پورناظری بزرگ و همچنین دو پسر ایشان که مثل برادرهای کوچک خود دوستشان دارم کار می کنم.

رنج نداشتن خواننده

 درادامه این نشست علیرضا قربانی خواننده گروه موسیقی شمس در تایید این نکته که گروه های بزرگ موسیقی همواره از نداشتن یک خواننده مستقل رنج می برند به خبرنگارمهر گفت : من هم با شما موافقم . در سالهای اخیر این کمبود را حس می کردم که گروههایی که هم مطرح هستند وهم عملکرد خوبی دارند از نداشتن یک خواننده مستقل رنج برده اند. البته برای شکل گیری یک همکاری باید نوازنده، آهنگساز و خواننده یک گروه به همدلی لازم برسند تا در سایه این همدلی مسائل عاطفی هم مطرح شود و شاید یکی از دلایل عدم ارتباط قوی بین یک خواننده با اعضای یک گروه موسیقی این باشد که زمینه همدلی و ارائه یک کار خوب پیش نیامده بود؛ اما  خوشبختانه این همدلی بین من و گروه شمس با آشنایی که با کیخسرو پورناظری داشتم و همچنین کار با سهراب و تهمورس پیش آمده است .

 شرایط قبول همکاری

 خواننده فعلی گروه موسیقی "شمس" در ادامه به رپرتواری که قرار است اجرا شود اشاره کرد و گفت : پیش از اینکه اجرای یک کنسرت و یا آغاز یک همکاری را بپذیرم روی قطعات و شیوه آهنگسازی حساسیت دارم و در ابتدا می خواهم آثار را بشنوم و بعد برای قبول همکاری تصمیم بگیرم. در همکاری با گروه شمس هم این اتفاق افتاد. تک تک آثار را که سهراب اجرا می کرد، به تفاوت و ویژگی های خاص این رپرتوار پی بردم و قبول همکاری کردم. به اعتقاد من تک تک ملودی هایی که شنیدم با یکدیگر متفاوت و ساختار زیبایی شناسی درکل رپرتوار حفظ شده بود و به لحاظ حسی حال وهوای خوبی را ایجاد می کرد .

احیای موسیقی تنبور

 تهمورس پورناظری درادامه این نشست به بخش های مختلف تازه ترین رپرتوار گروه موسیقی شمس اشاره کرد و گفت : موسیقی تنبور بخش عمده ای از فعالیت های گروه موسیقی "شمس" است که می تواند با دو ترکیب متفاوت سازی در یک اجرا حضور پیدا کند از همین رو موسیقی تنبور از مهمترین بخش های این اجرا خواهد بود که  همراهی با صدای قربانی، جذابیت و رنگ آمیزی صوتی خاصی به اثر بخشیده است.

 قربانی با تایید صحبت های این نوازنده به تجربه آواز خودش با نوای ساز تنبور اشاره کرد و گفت : شیوه نوازندگی و یا آواز خوانی یک خواننده با توجه به فضایی که در آن قرار می گیرد متفاوت است و این همکاری درفضای تنبور نوازی برای من جدید است. البته در گذشته صدای من درآلبوم "روی در آفتاب" با نوای تنبورهمراه بوده است. اما این بار به شکل کاملا مستقل این تجربه را کسب کرده ام؛ البته ناگفته نماند که من موسیقی در فضای تنبور و دوتار خراسانی را دوست دارم، اما هیچگاه امکان اجرای صحنه ای برای من وجود نداشته است .

اشعاری به رنگ صدای تنبور

 کیخسرو پورناظری در پایان این نشست به اشعار این رپرتوار اشاره کرد و گفت : محدودیتی برای انتخاب اشعار نداشتم و سعی کردم اشعاری با درون مایه معنوی که با رنگ صدای آقای قربانی و موسیقی تنبورهمخوانی دارد انتخاب کنم به همین دلیل از اشعار مولانا در بخش تنبورنوازی استفاده کردم و در بخش دوم که حال و هوای عاشقانه دارد از اشعارمحمدعلی بهمنی و پرتو کرمانشاهی استفاده شده است.

|+| نوشته شده توسط عبدالمهدی حاجیانی در یکشنبه بیست و سوم آبان 1389  |
 

علي اكبر مرادي بعداز پنج سال، سرانجام به كرمانشاه مي‌رود تا برنامه كنسرت خود را روزهاي 31 تيرماه و يكم مرداد ماه در تالار انتظار شهرستان اين شهر اجرا كند

فرزاد شهسواري(نوازنده دف و عضو گروه تنبور علي اكبر مرادي) با اعلام خبر برگزاري كنسرت علي اكبر مرادي در كرمانشاه گفت: اين كنسرت در دو بخش برگزار مي‌شود كه بخش نخست آن به موسيقي مقامي تنبور و اجراي آلبوم موسيقي«دواله» اختصاص داده شده است. بخش دوم برنامه به اجراي موسيقي فولكلور كردي اختصاص دارد كه در دستگاه ماهور برگزار مي‌شود.
اين نوازنده دف از حضور احتمالي اردشير كامكار در اين كنسرت دو روزه خبر داد و خاطرنشان كرد: در بخش نخست كه بخشي از آلبوم «دواله» قرار است، اردشير كامكار به‌عنوان نوازنده كمانچه حضور داشته باشد. البته ممكن است سفر وي به كرمانشاه به‌دليل همزماني با سفر لندن و نروژ لغو شود.
شهسواري درباره اعضاي اين گروه گفت: در اين برنامه علي اكبر مرادي به‌عنوان سرپرست، آهنگساز و نوازنده تنبور و پسرهاي مرادي(آرش و كوروش مرادي) كه به تازگي از آمريكا بازگشته‌اند،‌ حضور دارند. ديگر اعضاي گروه عبارتنداز:‌ بهزاد مرادي، حيدر كاكي، فرانك مرادي، ندا صوفي، سحر قاسمي به‌عنوان نوازندگان تنبور.
علی‌اکبر مرادی(تنبورنواز برجسته و تواناي كشورمان) در سال 1336 در ایل گوران کرمانشاه متولد شد. وی نواختن تنبور را از هفت سالگی نزد درویش‌علی میر درویشی آغاز کرد و سپس از محضر استادان بزرگ تنبور؛ سیدولی حسینی، سیدمحمود علوی، آقامیرزا سیدعلی کفاشیان و کاکی‌ا... مراد کسب فیض نمود. بعداز انقلا‌ب و تا سال 1359 وقفه‌ای کوتاه به خاطر تحصیل برایش پیش آ‌مد و از آن زمان به گروه تنبور شمس به سرپرستی کیخسرو پورناظری پیوست.
مرادی در چندین فستیوال جهانی ازجمله فستیوال آوينيون(Avenien) در فرانسه، گریک(Greec) در اسپانیا و فلگ(Flag)‌ در ایتالیا شرکت نمود. وی هم‌اکنون علا‌وه بر تدریس تنبور، به شغل معلمی نیز مشغول است.

|+| نوشته شده توسط عبدالمهدی حاجیانی در پنجشنبه دهم تیر 1389  |
 

گروه شمس به سرپرستی کیخسرو پورناظری 15 فروردین ماه در استانبول کنسرت می دهد. کیخسرو پورناظری با اعلام این خبر گفت: این کنسرت به دعوت مرکز فرهنگی سی. آر.آر برگزار می شود و قطعاتی از ساخته های من، تهمورث و سهراب پورناظری در آن اجرا می شود.

گروه شمس، تاکنون بیش از سیصد کنسرت در تالار و جشنواره های جهانی اجرا کرده و جوایز متعددی را هم کسب کرده است، اما برای اولین بار است که در کشور ترکیه به اجرای کنسرت می پردازد. کیخسرو پورناظری گفت:  برای اولین بار است که گروه شمس در ترکیه به اجرای کنسرت می پردازد به همین دلیل تصمیم گرفتیم که گزیده ای از کارهای قبلی این گروه را اجرا کنیم. بیشتر قطعات این کنسرت، اجرای کنسرت گروه شمس در تابستان 1386 است که به مناسبت بزرگداشت سال جهانی مولانا در کاخ سعد آباد اجرا شد.
به گفته سرپرست و آهنگسار گروه شمس یکی از بخش‌های این کنسرت اختصاص به بداهه‌نوازی تار و کمانچه دارد که توسط تهمورث و سهراب پورناظری اجرا می شود. همچنین نوازندگانی از کشور فرانسه و انگلیسن دراین کنسرت گروه شمس را همراهی می کنند. خوانندگی این کنسرت برعهده سهراب پورناظری و نجمه تجدد است.
آخرین اثر گروه شمس، انتشار اثر تصویری «کنسرت گروه شمس به مناسبت بزرگداشت سال جهانی مولانا» بوده است که در بهمن ماه سال گذشته منتشر و با استقبال خوب مخاطبان روبه رو شده است.

|+| نوشته شده توسط عبدالمهدی حاجیانی در یکشنبه پانزدهم فروردین 1389  |
 
اثر جديد پورناظري‌ها به زودي منتشر مي‌شود

اثر تصويري كنسرت بزرگ گروه شمس به همراه سماع‌گران قونيه با نام «بزرگداشت سال جهاني مولانا» به زودي منتشر مي‌شود.

كيخسرو پورناظري، سرپرست گروه شمس با اعلام اين خبر گفت:« اين كار در دوبخش موسيقي تنبور و موسيقي ملي با آهنگسازي من و پسرانم است  كه بر اساس اشعار مولانا ساخته شده‌است.»
وي افزود:«خوانندگي  كار برعهده سهراب و تهمورث پورناظري، فرشاد جمالي و نجمه تجدد است.»
 كنسرت «بزرگداشت سال جهاني مولانا» در تابستان 1386 به مناسبت سال جهاني مولانا به همراه سماع گران قونيه، نوزاندگان خارجي از كشورهاي فرانسه وتركيه به مدت 3 شب در كاخ سعدآباد برگزار شد كه به دليل استقبال مخاطب به مدت يك شب تمديد شد. به گفته اين آهنگساز مراحل آماده‌سازي اين كار اعم از تدوين، ميكس نهايي، طراحي جلد و توافق با ناشر به طول انجاميد.
اين آلبوم با دو كيفيت متفاوت در دسترس عموم قرار خواهد گرفت. دي وي دي آن شامل كنسرت، پشت صحنه، فعاليت و بيوگرافي گروه شمس به همراه اشعار كنسرت و وي سي دي آن تنها شامل كنسرت خواهد بود.
 اثرتصويري«بزرگداشت سال جهاني مولانا» به تهيه كنندگي آواي نوين اصفهان به زودي منتشر مي‌شود.

|+| نوشته شده توسط عبدالمهدی حاجیانی در دوشنبه پنجم بهمن 1388  |
 
«هنر موسيقي» به ياد پايور منتشر شد
شماره 105 ماهنامه فرهنگي، هنري و اجتماعي «هنر موسيقي» با محوريت استاد فرامرز پايور در كيوسك‌هاي مطبوعاتي قرار گرفت.

در سرمقاله اين ماهنامه كه با عنوان «بهشت باربدي» به قلم مهدي ستايشگر نوشته شده، آمده است: «سماع‌حضور را فرتوتي فرا گرفته بود و حبيب را نيز يكنواختي به جان رسيده و ورزنده هم، اي... تا كي... بنوازد! پرويز مشكاتيان را صدا كردند، پرويز، كسوت را پيش چشم كرد و گفت مقتدايمان را بخوانيد، پس فرامرز پايور را صدا زدند و استاد اجابت كرد و رفت.»
در ادامه مطالبي همچون «رستي تو و بندهاي ماتم/ بر جان ز بند رسته مان باد» شامل مجموعه مطالب و يادداشت‌هايي به مناسبت درگذشت استاد فرامرز پايور از حسين دهلوي، حسن كسائي، گيتي وزيري‌تبار، سوسن اصلاني، همايون خرم، بهمن رجبي، عبدالحميد اشراق، بُشري شيرزاد و سعيد ثابت را مي‌خوانيم.   همچنين «نگاهي به فرم چهارمضراب در مكتب فرامرز پايور» نوشته مسيح افقه و تصاويري از مراسم تشييع فرامرز پايور در ادامه آمده است.
«بلبل از فيض گل آموخت سخن» نيز مطلبي است كه در مورد ناهمخواني بين نتاسيون و اجرا، توسط خسرو جعفرزاده نوشته شده است. «رهگذران دشتي‌نواز شهرنشين» نقدي است كه توسط اميرعباس ستايشگر درباره آلبوم موسيقي «رهگذار» آمده است.
در شماره 105 ماهنامه «هنر موسيقي» همچنين مطلب «در امتداد كودكي» را مي‌خوانيم كه در آن به كتاب «نشانه‌شناسي موسيقي فيلم» اثر تورج زاهدي نگاهي توسط علي شيرازي انداخته شده است.
در ادامه، مطلبي درباره كنسرت «مدار صفردرجه» به آهنگسازي فردين خلعتبري با عنوان «وقتي گريبان عدم» را مي‌خوانيم. «از نقالي و تعزيه تا شاهنامه‌خواني» نيز عنوان مطلبي است كه مژگان زرين در گفت‌وگو با محسن ميزاعلي ارائه كرده است.
همچنين «خانم‌ها ساكت، لطفا!» توسط هستي نقره‌چي به گزارش كنسرت خانم هنگامه اخوان مي‌پردازد.
از بخش‌هاي ديگر اين شماره از ماهنامه «هنر موسيقي» مي‌توان به «با هنرمندان موسيقي نواحي» اشاره كرده كه در آن اسماعيل حسين‌پوربه درخشش كلام‌ها و بي‌پروايي در ساز قوچعلي راج، فرهاد لطفي، رمضان بردري يادگاري عزيز و غريب مي‌پردازد.
«مروري بر قطعات ويلن غيرهمراه بر محور آثار باخ و اوژن يسايي»، «كاربرد متدهاي علمي در زمينه ساخت ويلن»، «موضع گيري مسئولين مدارس از فراگيري موسيقي كودكان»، «نيم‌نگاهي به سومين جشنواره آموزشگاه‌هاي آزاد موسيقي كشور» و «ته مقاله: تصور كن اگه حتي ...»از ديگر مطالب اين شماره ماهنامه «هنر موسيقي» است.
 در اين شماره، همچنين نت پيش درآمد افشاري اثر استاد فرامرز پايور نيز ارائه شده است.
ماهنامه «هنر موسيقي» سال دوازدهم، شماره 105، دي 1388در 64 صفحه و با قيمت 1500 تومان به مديرمسوولي و سردبيري مهدي ستايشگر و با محوريت استاد فرامرز پايور به تازگي منتشر شده است.

|+| نوشته شده توسط عبدالمهدی حاجیانی در دوشنبه پنجم بهمن 1388  |
 
تا باز پس از چه زماني مامِ وطن، پرويزي ديگر براي هنر بپروراند
 
کیخسرو پور ناظری در سوگ مشکاتیان نواخت


گروه شمس در اجراهای خود به یاد درگذشت پرویز مشکاتیان، بزرگ مرد موسیقی ایران یکی از ساخته های او را اجرا می کنند. کیخسرو پورناظری به همین مناسبت پیامی برای درگذشت این هنرمند بزرگ ارسال کرده است.

گروه شمس به سرپرستی کیخسرو پورناظری که در حال حاضر در حال برگزاری تور امریکایی با عنوان «برای ایران» هستند.
گروه شمس در اجراهای خود به یاد درگذشت پرویز مشکاتیان، بزرگ مرد موسیقی ایران یکی از ساخته های او را اجرا می کنند. کیخسرو پورناظری به همین مناسبت پیامی برای درگذشت این هنرمند بزرگ ارسال کرده است.
بنامِ زيبايِ زيبادوست
رگبارِ حادثه، چون فراز و فرودِ ريزشِ ماتم، بجانِ شنيداري، واقعه را بس جانگزاي خبر داد.
شگفتا از اين حول انگيز كار ، كه چه جاي سكوت بود و چه وقت خاموشي، چگونه مرگ را بخود خواند و پذيرا شد، در زماني كه شعله- فريادِ هنر بايد گوش جهانيان را به شنيدن وادارد و هنر ايران زمين، پاس و پذيرشي از سوي جهانيان فراچنگ آرد، چه جاي سكوت و خاموشي، بويژه آن انگيزهء شورآفريني و دردِ وطن خواهي : نه كه اورا مي‌بايد پابرجا و استوار مي‌داشت؟ افسوس بر شرارِ دودِ شعله سوزِ دردِ بزرگي كه تاب و توانسوز ، مستانگي را بجامِ زهرگينِ سوداكُش، پناهي مي‌جست و مفرّي بر غمِ بزرگِ روزگار، كه اورا بي تاب و پرشتاب- با آن انديشهء نابِ هنري- سوي خاموشي رهسپار كرد.
نبوغِ خلاقش او را در نوجواني بر قلهء هنر تثبيت كرد و از آن پس در اوج ، موجا موجِ هنر را درمي‌نورديد و بزرگي از بزرگانِ نوا و ساز و سرود گردانيد با آثاري ماندگار در رديفِ جاودانه هنر-مردانِ اين راه .
دريغا كه در سنينِ كمال بود و دريغا كه در اين كمال ، چه ناشنيده آثار مي‌بايد مي‌ساخت، اما صد افسوس كه ديگر چنين گشت و آتشي از داغِ ناباورانه، بردلِ اهالي هنر نهاد.
تا باز پس از چه زماني مامِ وطن، پرويزي ديگر براي هنر بپروراند .
به آوا و آئينِ عزيز و خانوادهء ارجمندِ شجريان تسليت مي‌گوييم و خود را شريك اندوهتان مي‌دانيم.
از طرف گروه شمس
كيخسرو پورناظري

|+| نوشته شده توسط عبدالمهدی حاجیانی در دوشنبه سیزدهم مهر 1388  |
 
شهریار فریوسفی آهنگساز و نوازنده شناخته شده تار و سه تار درگذشت

شهریار فریوسفی كه صبح دوشنبه 15 تیر، برای دفن یكی از بستگانش به كرج رفته بود، به دلیل داشتن سابقه بیماری قلبی و فشار ناشی از آلودگی هوا در كرج جان باخت تا جامعه موسیقی یكی از فروتن‌ترین چهره‌های خود را از دست بدهد.

مسعود حبیبی، دف نواز نامی كه در منزل یار و دوست قدیمی‌اش به تسلا دادن بازماندگان سرگرم بود،‌ ضمن اعلام خبر درگذشت فریوسفی  گفت: پیكرایشان بعد از سكته قلبی در بیمارستان البرز كرج نگهداری می‌شود و مراسم تشییع پیكر ایشان هم قرار است ساعت 9 صبح روز چهارشنبه،17 تیر از جلوی تالار وحدت تشییع و در قطعه هنرمندان بهشت زهرا به خاك سپرده شود.

فریوسفی متولد 1335 است و از شاگردان استاد زنده یاد علی اكبر شهنازی و استاد هوشنگ ظریف است و به اعتقاد بسیاری از اهل موسیقی و به خصوص آهنگسازان موسیقی فیلم و انواع دیگر موسیقی، كمتر نوازنده تار و سه‌تاری وجود داشت كه بتواند با دقت و سرعت فریوسفی نت‌خوانی كرده و همزمان ساز بنوازد
|+| نوشته شده توسط عبدالمهدی حاجیانی در سه شنبه شانزدهم تیر 1388  |
 
یادداشت استاد کیخسرو پورناظری در سوگ داود عزیزی
از دل او هيچ‌كس خبر نداشت

تاكنون در 2  فراز ناتوان كار كرده‌ام؛ يكم مديحه‌پ ردازي و دوم مرثيه ‌سرايي.

نمي‌دانم اكنون كه بايد يادي دريغ‌مندانه از هنرمندي ناتمام را يادآور شوم چگونه خواهد شد! به‌راستي بسيار دشوار است كه براي كساني كه از من سنشان كمتر است، يا نزديك به سن فرزندانم هستند و ناگهان مي‌روند، من سالخورده دريغاگويي كنم.

درست و طبيعي آن است كه انسان سن كمال را پشت‌سر بگذارد و در سراشيب پيري و كهولت به سراي جاويد نقل‌مكان كند و جوانان براي او شرح حال و احوالي گزارش كنند. دريغا از ياران گروه شمس و همچنين هنرمنداني كه نه در موسم پيري و كهولت بلكه در نيمه‌ راه زندگاني، زندگي را بدرود گفتند و رفتند!

دريغا از مرتضي شريفيان، خواننده سابق گروه شمس، دريغا از كامران كلهر و هزاران درد و داغ و دريغا از نوازنده و آهنگساز و تكنواز گروه ما، زنده‌ياد سيدخليل عالي‌نژاد، ستاره تك‌نوازي تنبور؛ شاگردي كه تا هميشه حق‌شناس و سپاسمند استادانش و كرنشگر پيشكسوتانش بود؛ يار و دوستي كه هنوز ارتباطش را احساس مي‌كنم. دريغا از هنرمند توانا و بسيار با استعداد شهرم، سهيل ايواني كه در غبار توفان نابهنجاري‌هاي اجتماعي محو شد.

نيز هزاران درد و دريغ از رفتن مجتبي ميرزاده، نابغه بي‌نظير و يكتاي موسيقي كه در تمام ابعاد و انواع موسيقي بي‌مثل و مانند بود؛ ياري كه اولين تجربه‌هاي حرفه‌اي‌ام را با او آغاز كردم و دريغ آخر براي ازدست‌دادن يكي ديگراز ياران تنبور كه دريغي جانگداز برجاي نهاد و او داود عزيزي بود.

و قصه مرگ چگونه با هم جور مي‌شود؛ زماني كه او جسم و تن پرتوان و ورزشكار داشت و اين ذهن بي‌باور بود كه نمي‌خواست بپذيرد. آخر هر مرگي دليلي، علتي و پيش‌زمينه‌اي مي‌خواهد كه او هيچ‌كدامشان را نداشت، او بسيار نمونه‌هاي فراوان از توانايي داشت كه او را قادر مي‌كرد بار سنگين زندگي را تحمل كند. اما ناگهان سرنوشت چيز ديگري مي‌گويد. به ظاهر او هيچ‌گونه وسايل نزديك‌شدن به مرگ را فراهم نكرده بود اما از دلش هيچ‌كس خبر نداشت؛ شايد تمام اين وسايل را در دلش فراهم كرده بود و در درون، كاهش خويش را تدارك ديده بود؛ رفت و با خود برد آنچه توانايي و ذوق و احساس هنري را كه در دل داشت؛ رفت و با خود برد مستي سراندازي‌هاي مجنوني را.

او را اول‌بار در سن 10سالگي در منزلشان ديدم. پنجه‌اي بسيار زيبا و شنيدني داشت. خانواده‌اش تنبور را با شر پنج‌انگشتي مي‌نواختند و او زيباترين پنجه را مي‌نواخت. در همان كودكي آثار هوش و ذوق در نوازندگي‌اش ديده مي‌شد. او برادر كوچك گل‌نظر عزيزي- يكي از تواناترين تنبورنوازان گروه شمس- بود. بدون اغراق هنوز پنجه‌اي به شيريني و اصالت گل‌نظر نديده‌ام. او نيز با كمال تاسف در اثر زندگي در خارج از كشور و انقطاعات غربت‌سازش را به فراموشي سپرد و مشتاقان را از شنيدن ساز و نوايي با آن همه ذوق و زيبايي محروم كرد.

داود وقتي به تهران آمد به گروه شمس پيوست و آن‌قدر پيشرفت كرد كه يكي از ياران موثر گروه شد و آثاري در قالب تك‌نوازي و گروه‌نوازي منتشر كرد. به هر روي آخرين خبر او، اين رفتن جانگداز بود. به سهم خويش و از طرف گروه شمس اين كوچ نابهنگام را به جامعه موسيقي و به‌ويژه جامعه موسيقي تنبور تسليت مي‌گويم. روانش شاد، توانا و آباد باد.

کیخسرو پور ناظری
سرپرست گروه شمس

|+| نوشته شده توسط عبدالمهدی حاجیانی در دوشنبه بیست و پنجم خرداد 1388  |
 
با نهایت تاسف دوست و همراه عزیزم داود عزیزی در سحرگاه پنجشنبه سوم

اردیبهشت ماه 1388 در اثر ایست قلبی عالم خاکی را وداع گفت.

آنچنان كه همیشه می خواند مرغ باغ ملكوتم نیم از عالم خاك - چند روزی قفسی ساخته ام از بدنم.

 

 استاد گرامی جناب آقای گل نظر عزیزی با نهایت تاسف عمیق و تاثر فراوان خبر درگذشت دوست و

همراه عزیزم برادرتان داود عزیزی  بسیار تلخ و دردناک بود بدون ترديد مرگ نابهنگام آنمرحوم

مصیبتی بزرگ و ضایع بسی ناگوار برای خانواده شما ، دوستان و آشنایان میباشد با اعلام مراتب

عرض تسلیت خود و خانواده ام ما را در مصیبت وارده و غم  اندو خودتان شریک بدانید با آرزوی شادی

روح برای آن مرحوم و صبر و شکیبایی برای شما عزیزان ، امیدوارم خداوند متعال به عموم بازماندگان

سلامتی و طول و عمر با عزت عنایت فرماید روانش شاد و یادش گرامی باد

 

با اندوع فراوان عبدالمهدی حاجیانی

 

|+| نوشته شده توسط عبدالمهدی حاجیانی در دوشنبه بیست و پنجم خرداد 1388  |
 
استوديو «بل» با صداي «اي ايران» شهرام ناظري و نواي تنبور«کيخسرو پورناظري» توسط حسين دهلوي و عزت الله انتظامي بازگشايي شد.

در مراسمي که در روز  – 24 اسفند ماه – در محل استوديو «بل» برپا شده بود، بعد از خيرمقدم محمدعلي چاووشي ـ مدير استوديو بل ـ به هنرمندان، محمد سرير – مدير عامل خانه موسيقي ـ سخن گفت.

او با اشاره به بازگشايي مجدد اين استوديو و اهميت آن عنوان کرد: بخش مهم ظرفيت موسيقي کشور و دانش فرهنگي که پشتوانه آن است، امروز در اين مراسم جمع شده است. در حالي که کمتر اتفاق مي‌افتد که همه هنرمندان با نوعي علاقه، توجه و تمرکز در يک جا جمع شوند و اينگونه دوستانه در کنار هم قرار بگيرند.

سرير اضافه کرد: استوديو و محلي که خروجي فعاليت‌هاي هنري است، اهميت زيادي دارد و بهترين آثار موسيقي اگر خوب تهيه و اجرا نشوند، خروجي خوبي هم نخواهند داشت. چه بسا که امروزه آثار بسيار قديمي موسيقي ايران به دليل بي‌کيفيت ضبط شدن آنها ديگر قابليت استفاده ندارند و هيچ دسترسي هم به صاحبان آن آثار نيست.

او در ادامه با يادآوري اولين حضور خود در استوديو «بل» خاطرنشان كرد: سال 49 اولين کار ما براي موسيقي مجموعه «تلخ و شيرين» ضبط شد و بعد از آن هم بارها براي تهيه و ضبط ديگر آثارم به اين استوديو مراجعه کردم و معتقدم که اين فضا بخشي از فرهنگ شنيداري ما محسوب مي‌شود.

مديرعامل خانه موسيقي تصريح کرد: بعد از دوره جنگ ، مجموعه «دلاويزترين» با صداي محمد نوري و نظارت فريدون شهبازيان در اين استوديو ضبط شد و خوشحالم که امروز در قياس با آنچه در دنيا در حال اتفاق است، اين استديو مجهز شده است، در حاليکه متاسفانه بخش دولتي توجهش به موسيقي به اندازه‌اي نبوده است که بخواهند سرمايه‌گذاري در اين حوزه داشته باشند.

سرير در پايان به حضور و اهميت صدابرداران در حوزه موسيقي اشاره کرد و افزود: حضور صدابرداران در حوزه موسيقي اهميت بسزايي دارد و بايد از حداکثر ظرفيت آنها بهره برد. يکي از آن افراد هم پروفسور لياقتي است که سال‌ها پيش آگوستيک اين استوديو را طراحي کرد.

در ادامه اين مراسم با حضور هنرمنداني همچون هوشنگ ظريف،حسين دهلوي، محمود دولت آبادي، محمد سرير، فريدون شهبازيان،کيخسرو پورناظري،بيژن کامکار،نصرالله ناصح‌پور،خوشدل،حافظي و ... از زحمات پروفسور لياقتي تقدير شد و دسته گلي به پاس تقدير توسط عزت الله انتظامي به اين استاد اهدا شد.

در بخش ديگري از اين مراسم نامه‌اي از ساسان سپنتا – محقق و پژوهشگر موسيقي قرائت شد.

در بخشي از اين نامه آمده است: امروز حدود يکصد و بيست سال از عملي شدن ضبط صدا مي‌گذرد و آثار برجسته‌اي از هنرمندان موسيقي به جا مانده است. در ايران هم با استفاده از يکي دو دستگاهي که توسط ناصرالدين شاه به ايران آمد، نمونه منحصر به فرد موسيقي و آثار استادان دوره ناصري ضبط شد.

در ادامه اين نامه آمده است: يکي از بانيان استديو بل، مهدي برکشلي بود. وجود چنين چهره‌هاي شاخصي در تاريخچه تاسيس استوديو بل، سابقه غرورآفريني براي اين مجموعه به‌جا مي‌گذارد و با همين سابقه هم اين استوديو موفق شد، آثار ماندگاري را با کيفيت عالي ضبط و به يادگار بگذارد.»

 دربخش پاياني اين مراسم، استوديو «بل» توسط عزت‌الله انتظامي و حسين دهلوي افتتاح شد.

انتظامي با اشاره به راه‌اندازي اين مجموعه، گفت: شب گذشته نيز در مراسم افتتاح استوديوي ديگري حضور داشتم که به دست افراد بخش خصوصي راه‌اندازي شده بود، لذا خوشحالم که اين روزها بخش خصوصي دست به اقدامات بزرگي براي موسيقي زده است.

سپس اتود دو دقيقه‌اي از آهنگ به يادماندني «اي ايران» از ساخته‌هاي روح‌الله خالقي با تنظيم ارسلان کامکار زير نظر هوشنگ کامکار و با صداي شهرام ناظري با حضور هر سه هنرمند پخش شد.

سپس اولين ضبط امتحاني صدا، با نواي تنبور کيخسرو پورناظري توسط نصرالله ناصح پور انجام شد.

پور ناظري نيز اظهار اميدواري کرد تا از اين پس کارهاي ماندگار و فاخري در حوزه موسيقي در اين استوديو و با سابقه طولاني آن ضبط و منتشر شود.

همچنين از ايرج فهيمي و منوچهر رياحي به عنوان اولين صدابرداران اين مجموعه تقدير شد و در پايان همراه با بريدن کيک تولد دوباره اين استوديو، بخش‌هايي از قطعه «شيرعليمردان» با تنظيم هوشنگ کامکار پخش شد.

|+| نوشته شده توسط عبدالمهدی حاجیانی در دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387  |
 
راه‌اندازي استوديو بل بعد از سه سال تعطيلي
 
«استوديو بل» بعد از سه سال تعطيلي با مديريت «محمدعلي چاووشي» راه‌اندازي مي‌شود.
 
در نشست مطبوعاتي كه صبح امروز با حضور محمد علي چاووشي مدير استوديو بل برگزار شد، چاووشي در خصوص فعاليت‌هاي اين استوديو گفت: اين استوديو نزديك به نيم قرن پيش توسط علي اكبرنكونگر، مهندس مواج ، پروفسور برگشلي، و پروفسور لياقتي با پيشنهاد حنانه، تاسيس شد و تا به امروز هنرمندان مطرحي همچون شجريان، عليزاده، لطفي، مشكاتيان، ناظري، روشن‌روان، كامكارها، سيمين غانم، فريدون فروغي، فريدون شهبازيان، مرتضي حنانه، پايور، جواد معروفي و.. آثار خود را در اين استوديو ضبط كرده‌اند.همچنين موسيقي سريال‌ها و فيلم‌هايي چون سربداران، هزاردستان، دلشدگان ضبط شده‌اند.
وي ادامه داد: در طول سه‌سال تعطيلي استوديو با هزينه‌هاي زياد ما تلاش كرديم اين مكان را توسط بزرگترين شركت‌هاي صوتي و تصويري از آمريكا، انگلستان، و آلمان تجهيز كنيم.
چاووشي با اشاره به شركتهاي صوتي و تصويري گفت: طي مذاكرات انجام شده با كمپاني نيو موفق شديم تجهيزات فوق العاده‌اي را از آنها خريداري و نصب كنيم. همچنين استوديو بل داراي سيستم «virtual studio» است كه خود باعث مي‌‌شود ما از پلاتو معاف شويم.
وي با بيان اينكه 4 ميليارد تومان براي تجهيز استوديو هزينه صرف كرده‌ايم، بيان داشت: در طول اين سه‌سال وسايلي چون ميكسر 84 R آنالوگ مخصوص موسيقي، ميكسر MMC مخصوص دوبله صدا، سامانه ضبط ديجيتال، سامانه فيلم برداري و غيره را خريداري و نصب كرده‌ايم كه بيش از چهار ميليارد تومان براي آن هزينه شده است.همچنين بخشي از هزينه‌ها مربوط به قبل است.
مدير استوديو بل درباره فعاليت‌هاي اين استوديو اظهار داشت: اولين ضبط آزمايشي ما با آلبوم «علي‌اكبر مرادي» و «هوشنگ ظريف» آغاز مي‌شود اما همزمان با سال نو آلبوم «دوره رديف عالي موسيقي رديف دستگاهي» را با صداي رضوي سروستاني، ساز استاد نامور، و آموزش طلايي در 14 آلبوم را منتشر مي‌كنيم. همچنين سفارش‌هايي هم از برخي كشورهاي خليج فارس و هنرمندان ديگر كشورها داشته‌ايم.
چاووشي در خاتمه با اشاره به ضبط آثار پاپ گفت: اگر كار مناسبي مشاهده كنم براي ضبط از آن حمايت مي‌كنم. اما هم‌گوني‌هاي ذهني من با موسيقي معناگرا و موسيقي رديف دستگاهي ايران است و دوست دارم كارهاي بزرگ و ماندگار همچون گذشته در اين استوديو ضبط شود.
چاووشي در خاتمه خاطر نشان كرد: «استوديو بل» شنبه 24 اسفند ساعت 14 افتتاح مي‌شود.
|+| نوشته شده توسط عبدالمهدی حاجیانی در چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387  |
 
نواي تنبور مرادي در انگلستان

علي اكبر مرادي نوازنده تنبور در يكي از دانشگاه‌هاي انگليس كنسرت پژوهشي برگزار مي‌كند.


علي اكبر مرادي  گفت: در اين كنسرت كه 2 آوريل مصادف با 15 فروردين در يكي از دانشگاه‌هاي انگليس برگزار مي‌شود در دو بخش به معرفي موسيقي مقامي تنبور مي‌پردازم. به طوري كه در يك قسمت در خصوص موسيقي تنبور براي مخاطبان كه بيشتر دانشجو هستند، سخنراني خواهم داشت و در يك بخش ديگر به اجراي اين ساز خواهم پرداخت.
وي افزود: در بخش دوم اين برنامه كه اجراي موسيقي است آرش مرادي پسرم به عنوان نوازنده تنبور،سه تار و دف نيز در اجراي برخي قطعات بنده را همراهي مي‌كند.
مرادي در خاتمه خاطر نشان كرد: از من چندي پيش آلبومي با عنوان مقامات تنبور در بازار موسيقي منتشر شده است.

|+| نوشته شده توسط عبدالمهدی حاجیانی در یکشنبه هجدهم اسفند 1387  |
 
مقامات تنبور منتشر شد
مجموعه مقامات تنبور به روایت و اجرای علی اکیر مرادی در چهار سی دی از سوی موسسه ماهور منتشر شد

 در این چهار سی دی 72 مقام تنبور ازمقامات مجلسی و کلامی تنبور با ذکر اسامی از جمله قه تار،لامی لامی،علی علی،شیخ امیری،هی گیان هی گیان،هوهو یار،هی دیار دیار، ساروخانی ، هجرانی و...آمده است.

علاوه بر هفتاد و دو مقامی که در این مجموعه وجود دارد مقامات دیگری به نام مقامات مجازی وجود دارد که  بیشتر و درگذشته و حتی حال هم با سازهای دیگر مخصوصا سرنا نواخته می شود؛ اینگونه مقامات در این مجموعه گنجانده نشده است ؛ مقاماتی مانند جلو شاهی،خان امیری،سوار سوار و غیره.

در دفتر چه اثر در خصوص تاریخچه مقامات چنین نوشته شده است : راجع به تاریخچه مقامات ما توانسته ایم به دوچیز استناد کنیم؛1) دفاتر مقدس یارسان 2) فرهنگ شفاهی مردم و پیروان آیین یارسان و روایت های شفاهی و سینه به سینه که طی قرنها و سالها از استادان تنبور به شاگردان این ساز منتقل شده است.

علی اکبرمرادی تنبور نواز پیشکسوت و روایت گر این اثر در پاسخ به گروهی از متعصبین آیین یارسان که معتقدند نباید مقامات تنبور آموزش عمومی داشته و فراگیر شود و باید نزد مردم یارسان مخفی باقی بماند گفته است : "... ازکجا معلوم آنچه که حالا باقی مانده است فقط اندکی ازصدها یا هزاران مقامی نباشد که در گذشته وجود داشته و امروز فراموش شده است ؟ از طرفی آیا خود آنها یا فرزندانشان همین اندک را هم می دانند ؟ آیا این مقدار هم باید فراموش شود؟ و مهم تر اینکه مگر خداوند خالق همه آدمیان نیست؟مگر همه زیبایی ها را به همه بشر نداده است ؟ مگر آفتاب همه جا نمی درخشد؟مگر بلبل همه جا نمی خواند؟

در این باره موسسه فرهنگی و هنری ماهور در توضیحی نوشته : مجموعه حاضر قبلا توسط خانه فرهنگهای جهان فرانسه در سال 2002 متشر شده است و طبق قرارداد جدید حق انتشار آن به ماهورواگذار و موافقت بزرگان یارسان در انتشار این مجموعه قبلا برای چاپ نخست آن حاصل و در دفتر چه سی دی مذکور ذکر شده است .

علی اکبر مرادی در اسفند ماه 1336 در گوران کرمانشاه متولد شد. نوازندگی تنبور را از هفت سالگی و فعالیت هنری خود را از 14سالگی آغاز و سپس در گروه های تنبور به عنوان نوازنده و تکنواز شرکت کرد. در سال 1370 به عنوان نفر اول ایران در رشته تکنوازی تنبور شناخته شد. وی تا کنون در کشورهای آمریکا،کانادا،انگلیس،اسپانیا،ایتالیا و...کنسرت برگزار کرده است.

دفترچه اثر مقامات تنبور به دو زبان فارسی و انگلیسی حاوی اطلاعات دقیقی در باره ساز تنبور و مقامات آن است که به همراه عکس ارائه شده است؛ مترجم این مجموعه علیرضا سید احمدیان،صدابرداررضا عسگرزاده،گرافیک ریحانه مهرابی بوده وضبط قطعات در استودیو دهل انجام گرفته است.

|+| نوشته شده توسط عبدالمهدی حاجیانی در پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387  |
 
کنسرت علی اکبر مرادی در اسپانیا

علی اکبر مرادی تنبورنواز برجسته ایرانی همراه با اولاش اوزدمیر باقلامانواز مطرح ترک، روز 12 فوریه در شهر سویا در ایالت اندلس اسپانیا به روی صحنه خواهند رفت. در این کنسرت قطعاتی بر اساس مقامات تنبور و موسیقی علوی ترکیه با دونوازی تنبور به نوازندگی مرادی و باقلاما با هنرنمایی «اولاش اوزدمیر» در مقام‌هایی چون «قطار»، «سحری » و «ساروخانی» اجرا می‌شود. این دو هنرمند برجسته ورلدموزیک، کنسرت‌های فراوانی در ایران، ترکیه و سایر نقاط دنیا برگزار کرده‌اند و سال گذشته نیز آلبوم یار آسمانی با حضور این دو نوازنده بین‌المللی از سوی نشر هرمس به بازار عرضه شده بود. ناگفته نماند علی‌اکبر مرادی از سوی نشریه معتبر «سانگ لاینز» که در زمینه موسیقی جز و ورلدموزیک در دنیا منتشر می‌شود، به عنوان یکی از پنجاه نوازنده برتر همه دوران‌ها در بخش ورلدموزیک انتخاب شده است.

|+| نوشته شده توسط عبدالمهدی حاجیانی در سه شنبه بیست و چهارم دی 1387  |
 

آلبوم كنسرت «پورناظري‌ها» ماه آينده منتشر مي‌شود

كنسرت سال گذشته گروه شمس به همراه سماع‌گران قونيه، ماه آينده در بازار موسيقي منتشر مي‌شود.

«سهراب پورناظري» خواننده گروه شمس گفت: سال گذشته گروه شمس به مناسبت بزرگداشت سال مولانا در كاخ سعد‌آباد كنسرتي را برگزار كرد. اين اجرا كه به مدت 4 شب برگزار شد توسط «محمد‌رضا هنرمند» كارگردان سينما و تلويزيون تصويربرداري شد و قرار است تا ماه آينده در قالب يك آلبوم موسيقي در بازار منتشر شود.
به گزارش فارس، در اين كنسرت گروه موسيقي شمس با همكاري سماع‌گران قونيه در دو بخش موسيقي سنتي و موسيقي تنبور را بر اساس اشعاري از مولانا اجرا كردند كه 9 ميهمان از تركيه، 3 سماع‌گر و يك نوازنده ني از قونيه و3 نوازنده چنگ و ويولن سل از فرانسه اين گروه را همراهي كرد.
كار تصوير‌برداري و ضبط كنسرت گروه شمس در كاخ سعدآباد برعهده «محمد‌رضا هنرمند» كارگردان سينما و تلويزيون بوده است.

|+| نوشته شده توسط عبدالمهدی حاجیانی در پنجشنبه هفتم شهریور 1387  |
 
گروه شمس "نغمه های مولانا و صلح" را به آمریکا می برد

تور کنسرت گروه موسیقی"شمس" به سرپرستی کیخسرو پورناظری و آواز فرشاد جمالی با عنوان "نغمه های مولانا و صلح" مهرماه سال جاری در چهار شهر آمریکا برگزار می شود.

 تهمورس پورناظری آهنگساز گروه موسیقی "شمس" با اعلام این خبر گفت : "نغمه های مولانا و صلح" عنوان کنسرتی است که دردو بخش اجرا می شود؛ در بخش نخست تنبور نوازی به همراه رقص سماع است و دربخش دوم برخی قطعات ملی و میهنی را اجرا می کنیم و قرار است هنرمندانی از ترکیه وارمنستان به عنوان نوازندگان نی، ویولنسل، هارپ (نوعی ساز که به چنگ معروف است) دراین بخش حضور داشته باشند .      

وی در پایان افزود : علاوه بر اعضای گروه موسیقی "شمس" سه سماع گراز قونیه ، یک نی زن از کشور ارمنستان و یک نوازنده ویولنسل و چنگ گروه را همراهی می کنند.

این کنسرت در شهرهای لس آ نجلس،سانفرانسیسکو،واشنگتن و نیویورک برگزار می شود.

|+| نوشته شده توسط عبدالمهدی حاجیانی در پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387  |
 
جلال ذوالفنون:

نوآوری در آهنگسازی ویژگی گروه موسیقی شمس است

جلال ذوالفنون گفت:نوآوری در آهنگسازی واستفاده از

ملودی های محلی ازمهمترین ویژگیهای گروه موسیقی

شمس به سرپرستی کیخسرو پور ناظری است.

به نقل از ستاد خبري گروه شمس،جلال ذوالفنون ،نوزانده سه تار،با اعلام اين مطلب گفت: اين گروه طي سال‌ها فعاليت خود توانسته، مخاطبان مختلفي در رده‌هاي سنتي متفاوت جذب كند؛به يقين اين ويژگي هاي يك شبه در يك نفر جمع نمي شود و حاصل سال‌ها تلاش و سختي است.
وي افزود: حمايت نهاد هاي دولتي از گروه‌ها مانند شمس و موسيقي سالم مي‌تواند منجر به گرايش مخاطبان موسيقي هاي مصرفي به موسيقي ملي شود.
ذوالفنون در ادامه صحبت‌هاي خود به حمايت اين گروه در راستاي حمايت از خليج فارس اشاره كرد و گفت: پارس بودن خليج فارس از نظر تاريخي،فرهنگي،قومي و حتي سياسي به اثبات رسيده است؛اما آنچه منجر به انكار اين قضيه مي شود به تهديدات سياسي و منطقه اي برمي گردد كه بايد از طريق دولتمردان جدي گرفته شود.
وي در پايان موسيقي ملي را يكي از ميراث‌هاي معنوي دانست و گفت: بهتر است در ماجراي خليج فارس تمام ارگان‌هاي مردمي،فرهنگي و موسيقايي وارد ميدان شوند و با ابزارهاي مختلف از حيثيت خليج هميشه فارس دفاع كنند.
گروه موسيقي شمس به سرپرستي كيخسرو پورناظري به همراه نوازندگان مسلمان از ديگر كشورها از 23 تا 26 مرداد كنسرت خود را با عنوان «برآفتاب خليج فارس» در كاخ سعدآباد برگزار مي‌كنند.
اين كنسرت با حضور نوازندگاني از ارمنستان، ‌فرانسه، انگليس، هند، هلند، عراق و تركيه برگزار مي‌شود . همچنين اين گروه را علاوه بر ‌پورناظرى‌ها، هنرمنداني ‌چون‌ نجمه ‌تجدد، حميدرضا تقوى، ندا خاكى، كاوه گرايلى و ... همراهي مي‌كنند.
بر اساس اين گزارش، برنامه گروه موسيقي شمس به سرپرستي «كيخسرو پورناظري» در دو بخش اجرا خواهد شد؛ بخش اول بر مبناي موسيقي تنبور است و آثاري روي اشعار مولانا اجرا مي‌شود كه شامل پنج قطعه موسيقايي است.
همچنين در بخش دوم كه موسيقي ملي نام دارد قطعات به صورت كار گروهي پورناظرى ها ساخته شده‌ اند به اين معنا كه هر يك از پورناظري‌ها در تكميل و نهايي شدن اين قطعه سهمي داشته‌اند و نظرات جمعي در ساخت آن لحاظ شده است.

|+| نوشته شده توسط عبدالمهدی حاجیانی در سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387  |
 
بر آفتاب خلیج پارس
پورناظری‌ها با نوازندگان مسلمان غیرایرانی كنسرت می‌دهند

گروه موسیقی شمس به سرپرستی كیخسرو پورناظری به همراه نوازندگان مسلمان از دیگر كشورها از ۲۳ تا ۲۶ مرداد كنسرت خود را با عنوان «برآفتاب خلیج فارس» در كاخ سعدآباد برگزار می‌كنند.




در نشست مطبوعاتی كه با حضور كیخسرو پورناظری سرپرست گروه شمس،سهراب پورناظری خواننده گروه و تهمورث پورناظری نوازنده تنبور و آهنگساز در خانه هنرمندان ایران برگزار شد،كیخسرو پورناظری با اشاره به اهداف اصلی گروه پورناظری گفت: هدف ما دستیابی به سازبندی و اركستراسیونی در موسیقی ایرانی است كه هم به سنت‌های موسیقایی وفادار باشد و هم از تجربه كردن و آزمون‌های تركیبی با سازهای دیگر ملل روی نگرداند.

وی در خصوص كنسرت خود در كاخ سعدآباد افزود: ما تصمیم داریم كه از حال و هوای كنسرت پارسال بهره ببریم.به طوری كه یكی از ویژگی‌های این كنسرت كه می‌توانیم آن را استمرار و تكمیل شده كنسرت سال سال گذشته در كاخ سعدآباد بنامیم استفاده از نوازندگانی از ارمنستان، فرانسه، انگلیس، هند، هلند،عراق و تركیه است.

در ادامه این نشست تهمورث پورناظری مدیر و آهنگساز گروه و نوازنده تنبور در خصوص دلیل نامگذاری این كنسرت با عنوان «برآفتاب خلیج فارس»بیان داشت: دلیل اصلی این نامگذاری به هجمه‌ای كه از همه سو برای تغییر حق طبیعی ما ایرانیان صورت می‌گیرد،برمی‌گردد. متاسفانه در كتابخانه‌ها و دانشگاه‌های مختلف دنیا نام خلیج فارس با عنوان خلیج عرب درج شده بر این اساس ما تصمیم گرفتیم كنسرتمان را با این نام مزین كنیم.

وی تصریح كرد: با نامگذاری این كنسرت كه دی وی دی تصویری آن هم بعد از كنسرت انتشار عمومی خواهد یافت در حوزه موسیقی به تأكید بر چنین حقی كمك می‌كند و امیدوارم كه هنرمندان و اهل فرهنگ دیگر هم با یاداوری و تكرار چنین كارهایی حق مسلم ایران دراین زمینه را به جهانیان یادآور شوند.

این نوازنده تنبور در ادامه به چگونگی برگزای این كنسرت پرداخت و گفت: این كنسرت در دو بخش برگزار می‌شود.در بخش اول كه بر مبنای موسیقی تنبور است،پنج قطعه را بر اساس اشعار مولانا اجرا ‌می‌كنیم.

در بخش دوم نیز كه موسیقی ملی نام دارد قطعاتی از ساخته‌های خانواده پورناظری را به همراه نوازندگان مهمان اجرا می‌كنیم.

این آهنگساز درباره فرم نمایشی سماع‌گران قونیه در این كنسرت گفت: فرم سماع اگرچه در ظاهر امر نمایشی است اما در سنت خود فرمی موسیقایی است كه برگرفته از سنت سماع عارفان بزرگ ایرانی (شمس و مولانا) است كه در قونیه اجرا می‌شود و اكنون به فرمی موسیقایی جا افتاده در آنجا تبدیل شده است. ضمن آنكه ما نخستین گروهی بودیم كه با توجه به پیشینیه آثاری كه تولید و عرضه كرده‌ایم از این فرم به شكل منطقی و درست و هماهنگ با فرهنگ ،آهنگ‌هایی كه اجرا می‌كنیم در ایران استفاده كردیم تا بار كیفی و معنوی كنسرت را بالا ببریم به همین دلیل است كه بینندگان اجرای سماع را جدای از كنسرت نمی بینند و آن را عضوی حل شده در آهنگ و اجرا می‌دانند.

تهمورس پورناظری وجه تمایز كنسرت گروه پورناظری با دیگر كنسرت‌ها را توجه به سازهای كوبه‌ای و نیز وجود تحرك و انرژی و دادن احساس لطیف به بیننده و شنونده در گروه دانست كه از ساخت آهنگ تا اجرا را در برمی‌گیرد.

وی درباره سازبندی گروه بیان داشت: ما در این اجرا توجه خاصی به سازهای كوبه‌ای داریم همچنین ساز چنگ نیز در این كنسرت در كنار گروه قرار دارد.البته اضافه كردن ساز چنگ به گروه از جمله ابتكاراتی است كه انجام داده‌ایم.

این نوازنده تنبور ادامه داد: ساز چنگ در سابقه تمدنی ما ایرانیان وجود داشته و در اشعار شعرایی چون فردوسی و سعدی وحافظ و مولوی بارها از این ساز نام برده شده است و تاریخ خواستگاه آن را ایران می‌داند، اما متأسفانه تاكنون از این ساز و قابلیت‌های آن در اركسترهای موسیقی ایرانی استفاده نشده است در حالی كه همین ساز در اركسترهای سمفونیك جهان جایگاهی معتبر دارد و با عنوان هارپ مدام به كار گرفته می‌شود.

پورناظری یكی دیگر از ویژگی‌های این كنسرت را حضور سهراب پورناظری به عنوان خواننده دانست و افزود: در این كنسرت قرار است به شكل رسمی سهراب پورناظری به عنوان خواننده گروه معرفی شود.

تهمورث پورناظری با اشاره به اینكه دومین كنسرت گروه شمس در پاسداری از سرمایه های ملی و تاریخی و بدون حمایت دولت برگزار می‌شود،گفت:هزینه‌های برگزاری كنسرت در ایران را بسیار بالاست.این هزینه‌ها در مقایسه با سال گذشته دو تا سه برابر شده در حالی كه ما تنها ۲۰ درصد به قیمت بلیتها اضافه كردیم و به گمان من اگر فكری برای هزینه‌های برگزاری كنسرت مثل اجاره محل اجرا، هزینه خدمات اداره اماكن نشود كنسرت دادن در سطح مطلوب در ایران بسیار دشوار خواهد شد.

مدیر گروه شمس افزود: با برآوردی كه ما كردیم برای هر صندلی ۱۴ هزار تومان هزینه می‌شود و سعی داریم با گرفتن اسپانسر برای این كار هزینه ها را جبران كنیم و در اینجا از تمامی مراكز دولتی و غیردولتی دعوت می كنیم كه اگر غیرت ملی دارند در این حركت ملی موسیقی كه نام خلیج فارس را برخود دارد هرچه باشكوه برگذار شدن برنامه همكاری كنند.

وی بیان داشت:هدف اصلی ما از برگزاری كنسرت و تبلیغات مناسب محیطی و شهری این است كه بازتاب فرهنگی این كار را در سطح شهر هم به طور چشمگیر انعكاس دهیم تا تماشاگری كه برای كنسرت بلیت تهیه می كند بتواند بهترین بهره را از این كنسرت ببرد و به همین دلیل است كه در اجرا به نورپردازی كار، صدای خوب، تبلیغات مناسب و...اهمیت می دهیم و حتی برای این كنسرت از یك كارگردان حرفه ای و خوشنام سینما دعوت كردیم كه تصویربرداری و كارگردانی كار برای تولید دی وی دی تصویری بر عهده بگیرد.

پورناظری یكی از مشكلات مهم برگزاری كنسرت در ایران را تغییر ضوابط و قوانین دانست و گفت: تا یكی دو هفته قبل برنامه ها برای كنسرت در ورزشگاه انقلاب هماهنگ شده بود و دست اندركاران ورزشگاه هم موافقت كرده بودند اما در آخرین لحظات با برگزاری كنسرت در ورزشگاه مخالفت شد و ما مجبور شدیم كه كاخ سعدآباد را برای اجرا انتخاب كنیم و این برنامه ریزی شش ماهه ما برای كنسرت را عملا به هم زد و نشان داد كه در ایران هر كاری بكنید در نهایت كار به یكی دو هفته قبل از كنسرت موكول می‌شود.

این آهنگساز در خصوص هزینه و نحوه فروش بلیت‌ها اظهار داشت: بلیت‌های این كنسرت به قیمت‌های ۱۰، ۱۵، ۲۰، ۲۵، ۳۰ و ۴۰ هزار تومانی به فروش می رود و برای دانشجویان جایگاهی با تخفیف ۵۰ درصدی در نظر گرفته شده است كه از طریق آموزشگاه شمس و سایت www.parsconcert.com به فروش می‌رسد.

كیخسرو پورناظری در خاتمه در خصوص اجراهای مشترك با شهرام ناظری گفت: شخص من با آقای ناظری هیچ مشكلی ندارم و آقای ناظری هم همینطور و هیچ ایرادی هم نمی‌بینم كه بار دیگر در كنار هم همكاری و آثاری مشترك را اجرا كنیم.

|+| نوشته شده توسط عبدالمهدی حاجیانی در پنجشنبه دهم مرداد 1387  |
 
کنسرت شهرام ناظری در یونان

شهرام ناظری به همراه یک نوازنده یونانی در فستیوال تابستانی آکروپولیس یونان به اجرا موسیقی کردی می پردازد.

  در این برنامه "ماتیوس"(نوازنده توانای ساز"لیرا" از یونان) به اتفاق علی اکبر مرادی(نوازنده تنبور) و پژمان حدادی(نوازنده سازهای کوبه ای) شهرام ناظری را در اجرای موسیقی تنبور همراهی خواهند کرد.

در این اجرا که روز چهارم مرداد(25ژوئیه) در آکروپولیس آتن برگزار می شود برنامه موسیقی در دوبخش موسیقی کردی و موسیقی تلفیقی ارائه خواهد شد.

"ماتیوس" نوازنده توانای یونانی دو سال پیش به همراه اردشیر کامکار در تالار وحدت کنسرت برگزار کرد.

|+| نوشته شده توسط عبدالمهدی حاجیانی در سه شنبه یکم مرداد 1387  |
 
به ياد استاد بهاري

استاد بهاري فرزند دهه طلايي 1280 است که روز بيستم خردادماه 1374 روي در نقاب خاک کشيد.


 در آستانه نوروز سال 1375 خورشيدي، زنده ياد ناصر فرهنگ فر، غزلي را سرود که مطلع آن بيانگر احساس تالم شديد و آينه تمام نماي غبن و حسرت موجود در خانواده موسيقي بود و در عين حال ميزان اعتبار و محبوبيت زنده ياد استاد علي اصغر بهاري را در بين هنرمندان موجه و ارجمند موسيقي اصيل، نشان مي داد؛ «آمد بهار و سبزه و من بي بهاري ام.»


«... براي اولين بار مونس صداي گوش و دلنواز کمانچه پدر بزرگم ( ميرزا علي خان بهاري) شدم، نه فقط او، که صداي ساز دايي بزرگم رضا خان که ماهرانه کمانچه مي نواخت و نيز... دايي ديگرم اکبر خان، مرا با اين ساز رابطه و عشقي جانانه بخشيد. پدربزرگم دو سال با حوصله و صبر تمام زير و بم هاي ساز کمانچه را به من آموخت تا آنکه سرانجام ادامه تعليم مرا به دايي ها سپرد...» (اصغر بهاري)


در سال 1332اين ساز به دليل سيطره و گسترش و همچنين مقبوليت ساز ويولن، مي رفت تا اندک اندک در بوته فراموشي و محاق بي اعتنايي از صحنه و عرصه موسيقي ايران حذف و محو شود. اما مهم ترين تاثير استاد را مي توان همانا احياي مجدد اين ساز صد درصد ايراني و شرقي و به قول خودش «ساز غريب و تنها» دانست. (سلطه و سيطره ويولن به حدي بود که حتي حسين خان اسماعيل زاده و نيز حسين خان ياحقي هم کمانچه را به کناري نهاده و ويولن برگرفته بودند.)


در سنين کمتر از 20 سالگي با گروه موسيقي ابراهيم خان منصوري و اکبر محسني همکاري را آغاز کرد و در سال 1332 با راديو شروع به کار کرد. استاد علي اصغر بهاري جزء اولين مدرسان مرکز حفظ و اشاعه محسوب مي شود (در اواخر دهه 40) و با مديريت مرحوم نور علي خان برومند و دکتر داريوش صفوت به آموزش جوانان و عاشقان و هنرجويان مستعد موسيقي پرداخت.


شيوه نوازندگي استاد بسيار ممتاز و منحصر به فرد و سرشار از ملاحت و ملايمت و آرامش بود و تکنوازي ها و


گروه نوازي هايش شاهد اين مدعاست. از ايشان در سال 1346 دعوتي از طرف راديو فرانسه شد که در سالن «دولاويل» و در حضور 3 هزار نفر به اجراي تکنوازي پرداخت و بسيار موثر واقع شد. همکاري ايشان با گروه سازهاي ملي به سرپرستي استاد فرامرز پايور و همچنين در گروه استادان (شهناز، بهاري، پايور، اسماعيلي) از اعتباري ويژه برخوردار است.


سال هايي را در دانشگاه تهران ( رشته موسيقي) و نيز مکتب صبا به آموزش و تدريس مشغول بود. از تربيت يافتگان او مي توان به داوود گنجه يي، محمد مقدسي، مهدي آذرسينا، علي اکبر شکارچي، هادي منتظري، کامران داروغه و... اشاره کرد.


او دقيقاً 90 سال عمر کرد؛ از سال 1284تا بيستم خردادماه 1374 که اين عمر پربرکت در عرصه موسيقي بسيار پر بار و جريان ساز بوده است؛ روانش شاد، يادش گرامي.



منبع : اعتماد
|+| نوشته شده توسط عبدالمهدی حاجیانی در چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387  |
 
تازه ترین اثر کامکارها در عراق منتشر می شود

آلبوم موسیقی " تارا" آخرین اثرگروه موسیقی کامکارها است که به زودی در اربیل عراق منتشر می شود.

هوشنگ کامکار سرپرست و مدیر هنری گروه کامکارها با اعلام این خبر گفت : مجموع قطعات کردی که سال گذشته در تالار بزرگ کشور اجرا کردیم به درخواست برخی از کردهای مقیم عراق پس از انجام مراحل فنی آن در ترکیه و  اربیل منتشر و توزیع می شود.

وی در خصوص علت منتشر نشدن این آلبوم در ایران گفت : حدود یک سال پیش این آلبوم و برخی دیگر از کارهای این گروه را پس از انجام مراحل فنی وبرای دریافت مجوز به وزارت ارشاد دادیم ولی متاسفانه با گذشت یک سال از این ماجرا هنوز هیچ خبری از مجوز و انتشار آلبوم نیست در صورتی که مجموع قطعات ارائه شده به وزارت ارشاد همان کارهایی است که در کنسرت شنیدیم و من دلیل تاخیر صدورمجوزرا نمی دانم .

این آهنگساز در ادامه به برخی از قطعات آلبوم "تارا" اشاره کرد و گفت : "تاراگول"،"هی مه رو مه رو"(باز نرو)،"هوای سیامال" (هوای سیاه چادرها) "منالینه" (کودکان) بر اساس آواز حیرانی و مطرب ئاهنگی(مطرب آهنگی)،"شیلره" از قطعات فولکلوریک کردستان است که در این آلبوم موجود ا ست .

کامکار در پایان افزود : هرچند که گروه به دلیل این مشکلات تصمیم گرفته تا اثررا برای احترام به مخاطب وبا این شرایط منتشر کند اما به هرحال امیدوارم هر چه زودتر مجوز این آلبوم در ایران صادر شود تا شنونده های داخل هم از این آلبوم بهره مند شوند.

لازم به ذکر است گروه موسیقی کامکار 18 جولای مصادف با 28 تیرماه در استرالیا کنسرت می دهد و پس از آن در روزهای 23 و 24 مردادماه در حافظیه شیراز اجرای برنامه دارند؛ همچنین قرار است در چند ماه آینده برخی آثار سمفونیک گروه کامکار مانند "شوخی با بهاران" و"هورامان" با ارکستر سمفونیک لندن اجرا شود.

|+| نوشته شده توسط عبدالمهدی حاجیانی در چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387  |
 
مشكاتيان گروه عارف را با خواننده جديد به روي صحنه مي‌برد

پرويز مشكاتيان سرپرست گروه عارف  گفت:ما مصمم هستيم امسال كنسرت جديدي را با همان تركيب گروه عارف البته با خواننده جديد برگزار كنيم اما هنوز منتظريم مسائل مربوط به اجرا را انجام و سپس تمرينات را شروع كنيم.
وي افزود:اين اجرا تكرار كنسرت سال گذشته ما در تالار بزرگ كشور نخواهد بود بلكه كاملا متفاوت است و قطعات جديدي را با تغيير خواننده اجرا خواهيم كرد.
اين آهنگساز با اشاره به قطعات اجرايي در اين كنسرت اظهار داشت:من هميشه در كار هستم و قطعا قطعاتي را براي اجرا در نظر داريم اما ابتدا بايد خواننده را انتخاب و بسته به نوع صدا و حنجره خواننده قطعاتي را در نظر بگيرم.
سرپرست گروه موسيقي عارف با بيان اينكه تركيب گروه تغيير نخواهد كرد و تنها خواننده عوض مي‌شود،بيان داشت: خواننده هيچ وقت جزو گروه عارف نيست و تنها براي آهنگسازان و گروه‌هاي مختلف مي‌خواند.
وي ادامه داد: هر كدام از كارهاي هر آهنگسازي حال و احوالي دارد كه بايد با حنجره‌اي خاص خوانده شود، بر اين اساس است كه خواننده در اجراهاي مختلف عوض مي‌شود.
مشكاتيان در خاتمه خاطر نشان كرد:اين كنسرت قطعا امسال برگزار خواهد شد اما زمان آن را هنوز تعيين نكرده‌ايم.

|+| نوشته شده توسط عبدالمهدی حاجیانی در دوشنبه دوم اردیبهشت 1387  |
 
در روزهای نهم، دهم و يازدهم نوروز سال ۸۷ گروه کامکارها در سه شهر بزرگ آلمان کنسرت خواهند داشت. کنسرت ها به ترتيب در شهرهای دوسلدورف، فرانکفورت و مونيخ برگزارخواهد شد. پيش از اين که اعضای گروه کامکارها که اين بار ۱۳ نفر هستند به آلمان بيايند، در حال حاضر دو تن از اين گروه در آلمان هستند؛ قشنگ کامکار و صبا کامکار.

راديو فردا: خانم قشنگ کامکار! خواهش می کنم بگوييد که چطور شد شما زودتر به آلمان آمديد؟


قشنگ کامکار: با سلام، عيد را به همه تبريک می گويم و اميدوارم که سالی خوب و پر از شادی داشته باشيد . قبل از اين که به آلمان بيايم يک سفر کنسرتی در مادريد اسپانيا داشتيم و چون صبا اين جا زندگی می کند ترجيح دادم تعطيلات را اين جا بگذرانم.


صحبت از صبا دختر برادرتان، هوشنگ کامکار کرديد که خواننده گروه هستند و در آلمان مشغول تحصيل اند. خواهش می کنم خودشان بگويند که اين جا چه می کنند؟


صبا کامکار: در آلمان زندگی می کنم و در رشته مدين ديزاين تحصيل می کنم و مشغول کارهای دانشگاهی هستم.


خانم قشنگ کامکار! از درون مايه کنسرت ها اطلاعاتی در اختيار ما بگذاريد.


کنسرت ها از دو بخش تشکيل می شود. قسمت اول موسيقی سنتی- مدرن است که سه کار دراين زمينه اجرا می شود و دو تک نوازی هم در آن داريم، اين کارها کاملاْ جديد هستند.


هوشنگ و ارسلان اين قطعات را بر روی اشعار مولانا، خيام و نيما ساخته و تنظيم کرده اند. قسمت دوم برنامه، موسيقی کردی است که چند تا از قطعات آن تازه ساخته شده و کر در آن نقش زيادی دارد، همچنين يک سری کارهای قديمی خودمان را ارائه می دهيم که احساس می کنيم مردم بيشتر دوست دارند.


برنامه ای که کامکارها ارائه می دهند اغلب شاد است. به احتمال زياد اين برنامه هم که به مناسبت نوروز ۸۷ اجرا می شود شادتر خواهد بود.


بله! صد در صد همين طور است به خصوص در بخش کردی که هميشه چند کار شاد داريم.


خانم قشنگ کامکار! اگر موافق باشيد برگرديم به دختر برادرتان که خواننده گروه است و در بخش اول نقش مهمی دارند.


خانم مريم ابراهيم پور که همسر ارسلان هستند نيز جزو خواننده های گروه ما هستند.


خانم ابراهيم پورکه اين جا نيستند. خانم صبا در کنسرت نوروزی، چه خواهيد خواند؟


صبا کامکار: بايد بگويم که واژه سنتی، واژه درستی برای اين بخش از کار ما نيست و نمی توان اسم خاصی بر آن گذاشت، شايد تصنيف خوانی واژه مناسب تری باشد.



من بر خلاف بسياری از هنرمندان ديگر، از سه سالگی يا پنج سالگی رديف های آوازی مانند ابوعطا و ساير رديف ها را گوش نکرده ام و بيشتر با موسيقی کلاسيک بزرگ شده ام زيرا همکاری پدرم با ارکستر سمفونيک بوده و من بيشتر با اين نوع موسيقی آشنا شده ام . سبکی هم که من و خانم ابراهيم پوربه دليل تحصيلات آواز اپرايی که دارند ارائه می دهيم، نوع جديدی است که همخوانی و پلی فونيک  زيادی در آن به کار رفته است. رديف های آواز سنتی برای جوانانی مانند من کمی سنگين است.

شما از کار خودتان صحبت کرديد. ممکن است کمی از کاری که قرار است ارائه کنيد بدون ساز برايمان بخوانيد.


کار سختی است. يکی از چيزهايی که می خوانيم تصنيف «بيابان بيکران» است که روی اشعار مولانا تنظيم شده است. نمی دانم الان کوک هستم يا نه. اين ميکروفون شما هم مانند يک وسيله حمله است!


قراری ندارد دل و جان ما


جهان در جهان نقش و صورت گرفت


کدام است از اين نقش ها آن ما 



و در اين جا کر می آيد. قطعه ديگری که خانم ابراهيم پور می خوانند روی شعر «خانه ام ابری است» نيما است.


می خواستم بگويم از مولانا که خوانديد حالا از نيما بخوانيد. اشعار مولانا ريتم دارد ولی شعر نو هر چند وزن خاص خود را دارد از چنين ريتمی خارج است بنابراين خواندن آن بسيار دشوار است. اگر ممکن است بخش کوتاهی از همين شعر نيما را برای ما بخوانيد.


قسمتی که بسيار دوست دارم می گويد:


و همه دنيا خراب و خرد از باد است


و برهنه زن که دائم می نوازد نی   


در اين دنيای ابر اندود


اين کار حس و حال عجيبی دارد و پر از تصوير و رنگ است. سازها ملودی نمی نوازند بلکه بر اثر تکان دادن دست بر روی سيم های کمانچه، پوست تمبک يا کارهای عجيب با دف فضا سازی می کنند و افکت هايی مانند صدای باد، طوفان يا دريا اجرا می شود که بسيار جالب است.


خانم قشنگ کامکار! ويژگی ديگر اين کارها چيست؟


قشنک کامکار: ويژگی اين کارها که برای من و حتی بينندگانی که در تهران داشتيم جالب بود، اين است که قطعاتی که اجرا می شود هر کدام ملودی خاص خودش را دارد و هيچ کدام از نت های ما شبيه يکديگر نيست و من بايد به طور کامل روی ساز و صدا متمرکز شوم. با اين که تعداد ما فقط ۱۳ نفر بود با اين حال صدا دهندگی بسيار عجيب بود به خصوص در کار نيما و کار خيام.


کار خيام را ارسلان به ياد مادرم ساخته است، زيرا مادرم عاشق خيام بود و هميشه اين اشعار را می خواند. اين کار را در اولين کنسرت بعد از مرگ مادرم، به ياد او ارائه داديم و ابتدا ارسلان توضيح می داد که امسال مادرم در جمع ما نيست.


خانم صبا! شما با ياد و خاطره مادربزرگ هم که شده بخشی از اين قطعه را برای ما بخوانيد.


ابتدا با اين بيت شروع می شود که اميدی است برای زندگی:



تا دست بر اتفاق بر هم نزنيم   


پايی ز نشاط بر سر غم نزنيم



خيزيم و دمی زنيم پيش از دم صبح


ای دوست بيا تا غم فردا مخوريم   


وين يک دم عمر را غنيمت شمريم


فردا که از اين ديرفنا درگذريم


و در آخر هم به همان شعر معروف «در کارگه کوزه گری رفتم دوش» ختم می شود



منبع : راديو فردا
|+| نوشته شده توسط عبدالمهدی حاجیانی در پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387  |
 

 

آشنایی با استاد سعید هرمزی

 

شور شیرین وعشوه فرهاد

 

درشبانگاه هشت دی ماه 1355 خورشیدی استاد سعید هرمزی هنرمندوارسته و

نوازنده چیره دست سه تاردرآستانه هشتاد سالگی دیده ازجهان فروبست شیفتگی

سعیدهرمزی به هنرموسیقی که نشات گرفته ازبینشی قلندرانه بودچنان بــرجسم و

جانش سیطره داشت که درد جانکاه ناشی ازبیماری غیرقابل علاجی راکه بـــا آن

دست به گریبان بودبه هیچ می گرفت.اوتاآخرزندگی باسازخویش محشوربودودر

روزمرگ نیزباتنی ناتوان وجانی بی تاب راهی مرکز حفظ واشاعه موسیقی گردید

تاواپسین تراوشات ذهنی موسیقیایی خویش راچون قطره ای آب درکــــــام تشنگان

موسیقی فروریزددریغا که درحین تدریس درحالی که سازمحبوبش درآغوش داشت

به یکباره به زمین درغلطید وبیهوش شدوساعاتی بعد روح عاشقش به افلاک موسیقی

پرکشید.

سعید هرمزی درمحله سنگلج تهران وبرسال 1276 به دنیا آمدهرمزی نواختن تاررا

ازشانزده سالگی نزد برادربزرگش ابوالفتح میرزا آغازکرد.پس ازآن دوسالی رادر

محضردرویش خان به آموزش ردیف وفراگیری تکنیکهای تارپرداخت وبه دریافت

نشان تبرزین طلایی ازدست اونائل آمدنشانی که تنها هنرمندانی چون موسی معروفی

مرتضی نی داود،ابوالحسن صبا،ارسلان درگاهی و.... دریافت کرده بودند.استاد

هرمزی این نشان راگرامی میداشت وهمواره آن رابرسینه خویش می آویخت.

سعید هرمزی سالهای بسیاری راتارمی نواخت وپس ازروی ناگزیری به سه تارروی

آوردوآنگاه  این ساز همدم وهمنشین دایمی اش گردید.اوخود درمصاحبه ای نقل

می کند که به علت بیماری مدتها بستری بود ونمی توانست تاررادرحالت خوابیده

بدست بگیرد وبنوازد برایش سه تارآوردندسه تارهم کوچکترازتاربود وهم اینکه در

بستربیماری به راحتی روی بدنش قرارمیگرفت وراحت ترنواخته می شد این گونه

بودکه به تدریج تارراکنارگذاشت وسه تار به ساز اصلی اش مبدل گردید.

استاد هرمزی سه تار راکاملا به شیوه سنتی می پرداخت شیوه ای که ویژگی های

مهم آن رامی توان درچپ وراست های نامساوی مضرابها رعایت دقیق ضـــربها

پیوستگی نغمات عدم استفاده ازتک سیم عـــدم سکوت میان جملات تحریـــرهــای

بلبلی و...دانست ویژگی دیگر سه تارنوازی استاد هرمزی را می توان درمالشهای

طولی برروی سیمها وپشت پرده هابرروی دسته ساز دانست که تنها مختص او بود

واین به گفته خوداوبرگرفته از مالشهای طولی روی سیمهای ویولن بودوسعیدهرمزی

درجوانی ویولن نیز نواخته است.

با ایجاد مرکز حفظ واشاعه موسیقی درسال 1347 بودکه استادداریوش صفوت

وشادروان نورعلی خان برومندبرای حفظ واحیای ردیفها وشیوه سنتی وسیک

نوازندگی وخوانندگی هنرمندانی که آثارشان دردسترس نبود واحتمال آن بود که

 به مرورزمان ودرگذشت یکایک آنها اسلوب وشیوه بیان آنها یکسره نابودگردد.

دست به کارشدند نورعلی برومند وداریوش صفوت ازاستادان قدیمی نواختن سه تار

یعنی یوسف فروتن وسعید هرمزی دعوت کردندتاضمن آموزش ویژگیهای سبک

خود به کسانی چون محمدرضا لطفی حسین علیزاده وداریوش طلایی محفوظات

ذهنی خویش رادرزمینه ردیف ونیز قطعاتی راکه درطول سالها ساخته اند اجراو

ضبط کنند تابه همان کیفیت برای نسلهای بعد به یادگاربماندآلبومی که چندسال پیش

درسه نوار ازاستاد سعید هرمزی به وسیله انتشارات سروش ارائه شد.یادگاری از

آن سالهاست.

استاد سعید هرمزی انسانی فرزانه با گرایشهای عرفانی بودوسازخودرادرخدمت

سیاحت معنوی به کارمی گرفت درسازاو حلاوت وصلابت چنان به هم آمیخته

  بودکه شنونده رادرهمان چهارمضراب اول مجذوب وشیدا می کرد.

استادشهریار شعری دروصف سه تار هرمزی غزلی سروده که دوبیت ازآن

راحسن ختام این نوشته می کنم:

 

ای جگرگوشه کیست دمسازت

باجگرحرف میزند سازت

شور فرهاد وعشوه شیرین

زنده کردی به شورو شهنازت

 

روحش شاد و یادش گرامی

 

|+| نوشته شده توسط عبدالمهدی حاجیانی در شنبه بیستم بهمن 1386  |
 

سكوت گويا، عنوان كتابي‌است درباره ايرج بسطامي كه مسعود زرگر آن را تدوين و گردآوري كرده و انتشارات آتنا به بازار كتاب عرضه كرده‌است.


زرگر، مؤلف كتاب در گفتگويي با همشهري آنلاين ضمن برشمردن ويژگي‌هاي اين كتاب گفت: در اين كتاب ضمن آوردن يادداشت‌ها و مقالات افراد و دوستان و و ياران زنده‌ياد ایرج بسطامي شناسنامه كاملي از كارهاي ايشان ارائه شده‌است.


وي همچنين گفت در اين كتاب گفتگويي منتشر نشده از زنده ياد بسطامي هم براي نخستين بار آمده‌است.



به گفته زرگر فصل اول كتاب به ايرج بسطامي و زندگي و آ‌ثارش اختصاص دارد، در فصل دوم مصاحبه ها وگفت وگو هاي اين خواننده نامي آمده است كه متاسفانه تعدادشان بسيار كم است و نشان مي دهد كه اين به رغم ظرفيت‌ها و شهرت فراواني كه كارهايش داشته است، مطبوعات و رسانه‌ها چندان پي‌گير گفتگو با وي نبودند، اگرچه فروتني آقاي بسطامي و گريز از شهرتش هم عامل مهمي در بي توجهي به اين قضيه بوده‌است.


فصل سوم كتاب به كنسرتهايي كه بسطامي درايران وديگر كشور ها برگزار كرد اختصاص دارد و در فصل چهارم به چگونگي در گذشت و زير آوار ماندن بسطامي اختصاص يافته است.


فصل پنجم كتاب به نوشته‌هاي روزنامه‌نگاران و اهالي موسيقي درباره بسطامي اختصاص دارد و در فصل ششم كتاب به مطالبي اختصاص دارد كه درباره بسطامي و پس از زلزله بم نوشته شده‌است.


در فصل هفتم نقد و معرفي آثاري كه زنده ياد بسطامي خوانده اند آمده است و در فصل هشتم به نوشته‌ها و اخباري كه درباره سالگردهايي كه براي آن زنده ياد در بم و تهران برپا شده وانعكاس مطبوعاتي هم داشته‌است، كار شده‌است.


زرگر همچنين گفت كه بخشي از در آمدهاي حاصل از اين كتاب به خانه موسيقي اختصاص مي‌يابد تا در پروژه بم هزينه كند.


وي گفت كه كتاب‌ها را در كنسرتي كه آ‌قاي مشكاتيان در تالار وزارت كشور دارند نيز عرضه خواهد كرد.


كتاب سكوت گويا در 520 صفحه با قيمت 8500 تومان منتشر شده‌است.

|+| نوشته شده توسط عبدالمهدی حاجیانی در جمعه نهم آذر 1386  |
 

محمدرضا لطفي» آلبوم موسيقي «شب‌روان راه»را منتشر مي‌كند.
  
 
«بهراد توكلي»مدير امور هنري فعاليت‌هاي «لطفي»گفت:آلبوم «شب‌روان راه»كه از ساخته‌هاي منتشر نشده «لطفي»است كاري از گروه بانوان شيدا در دستگاه ماهور است كه به زودي از طريق موسسه آواي شيدا منتشر مي شود.



وي افزود:«لطفي»آلبوم ديگري را نيز از گروه شيدا در دستگاه شور همزمان با «شب‌روان راه» منتشر خواهد كرد.

|+| نوشته شده توسط عبدالمهدی حاجیانی در چهارشنبه هفتم آذر 1386  |
 

کنسرت شهرام ناظری به همراه ارکستر سمفونیک تهران و کنسرت گروه موسیقی کامکارها به ترتیب در روزهای 5 و 7 دی ماه در بخش جنبی بیست و سومین جشنواره موسیقی فجر در تالار وزارت کشور برگزار می شود.



کامبیز روشن روان با اعلام این خبر گفت : جدول زمان بندی و سالن های اجرای کنسرت گروه های موسیقی شرکت کننده در بخش رقابتی مشخص شده و ظرف چند روز آینده پرونده این بخش از جشنواره موسیقی فجر بسته خواهد شد.


وی  در توضیح گروه های منتخب در بخش رقابتی جشنواره گفت : بیش از 150 گروه موسیقی اعلام آمادگی کردند که بخش عمده ای از گروه های موسیقی در بخش موسیقی سنتی ، تلفیقی و موسیقی نواحی و مابقی گروه ها متقاضی حضور در بخش موسیقی پاپ و کلاسیک بودند و خوشبختانه سطح کیفی جشنواره بسیار بالا است و ما مجبوریم به دلیل کمبود سالن برخی از گروه ها را علی رغم بالا بودن امتیازهای آنها حذف کنیم.


وی در پایان با اشاره به گروه های شرکت کننده در بخش بین الملل گفت : جشنواره امسال در بخش بین الملل بسیار پر بار است و تاکنون حضور گروه هایی از کشورهای هلند،اتریش،فرانسه،رومانی،نروژ،هند،ترکیه ،آذربایجان و آمریکا قطعی است و طبق برنامه ریزی انجام شده کنسرت گروه های خارجی در سالن هایی چون تالار وحدت،تالار رودکی،اریکه ایرانیان و فرهنگسرای نیاوران برگزار می شود.

|+| نوشته شده توسط عبدالمهدی حاجیانی در چهارشنبه هفتم آذر 1386  |
 

«پرويز مشكاتيان»، آهنگساز و نوازنده سنتور، مي‌گويد با «محمدرضا شجريان» و «حسين عليزاده» گفت‌گوهايي انجام داده است تا گروهي متشكل از بزرگان موسيقي سنتي براي اجراي موسيقي كنار هم بنشينند.


وي گفت: كنسرت من پاپان بخش كنسرتهاي انفرادي بزرگان موسيقي است چرا كه طي صبحت با بزرگاني چون شجريان ،عليزاده و ديگران گروهي متشكل از بزرگان موسيقي تشكيل خواهد شد كه با هم كنسرتهايي را برگزار كنيم.



مشكاتيان در اين‌باره افزود: در اين زمينه صحبت‌هايي صورت گرفته و استاد شجريان حرفي ندارند و اعلام آمادگي كرد‌ه‌اند ،استاد عليزاده كه پا را فراتر گذاشتند و گفته‌اند كه اگر اين گروه تشكيل شود من در آن دايره‌ زنگي هم خواهم زد! من هم كه از ابتدا حرفي نداشتم و مودت و دوستي و مهر اين بزرگان را هميشه به دل داشتم و هيچ زمان هم نگفتم كه جدا بوديم.



وي در خصوص اينكه چرا همه اين بزرگان در تابستان مثل سالهاي دهه 50 و 60 در يك گروه با هم كنسرت ندادند،افزود:وقتي عوامل توانمند‌ در كنار هم جمع مي‌شوند كار توانمند‌تري به وجود مي‌آيد اما بعد از اين سالها گسستن، فراق و دوري بد نبود دوستان تك تك به ميدان بيايند و كوله‌بار تجربيات اين چند سال جدايي را به مردم بنمايانند .



مشكاتيان در خاتمه احتمال تشكيل اين گروه را تا پايان امسال منتفي اعلام كرد.

|+| نوشته شده توسط عبدالمهدی حاجیانی در سه شنبه ششم آذر 1386  |
 
ششمين سالگرد درگذشت سيدخليل عالى‌نژاد در «صحنه» برگزار شد: و تن‌تار، بى تو نواخت

وارد «صحنه» كه مي‌شوي فقط كافي است از هر عابر يا مغازه‌داري سراغ مزار او را بگيري تا يكراست به آنجا ببرندت. اتاقي حدودا دو در سه با مقبره‌اي در ميان آن، كه با شالي سبز پوشيده شده است.


 روي مقبره و دورتادور اتاق، همچنان كه بر سر در ورودي مقبره، مزين به عكس‌ها و نقاشي‌هايي از صورت تنبورنواز برجسته ايراني است. اينجا سيدخليل عالي‌نژاد خوابيده است. كسي كه در شناساندن تنبور و زنده كردن اين ساز سوزناك نقش برجسته‌اي داشته است. اينجا شهرستان «صحنه» است، زادگاه عالي‌نژاد و زادگاه طايفه «يارستان». طايفه‌اي كه ساز باستاني تنبور را با مقام‌هاي آن سينه به سينه از دل تاريخ حمل كرده‌اند و به ما رسانده‌اند. اينجا بيست كيلومتري «بيستون» است. جايي كه داريوش اول از فتوحات خود گفته و هركول خوابيده آن همه را به تماشا نشسته است.


سيدخليل عالي‌نژاد در بيست و يكم خردادماه 1336 در صحنه كرمانشاه متولد شد. پدرش مرحوم سيد شاهمراد نيز تنبورنواز بود. خليل به تشويق مادر تنبورنوازي را با سيد نادر طاهري آغاز كرد و سپس نزد امرالله شاه ابراهيمي رفت. درويش اميرحياتي و استاد عابدين خادمي از بزرگان تنبورنوازي نيز از ديگر اساتيد او بودند. وي مدتي سرپرستي گروه تنبورنوازان صحنه را برعهده داشت تا اواخر دهه 50 كه در رشته موسيقي دانشگاه هنر فارغ‌التحصيل شد. سيدخليل صداي بم و گرمي داشت و به رديف‌هاي موسيقي دستگاهي ايران تسلط كامل داشت. دف را از مرحوم نادر نادري و تار را از كيخسرو پورناظري آموخت. اوايل دهه 60 گروه تنبور شمس به سرپرستي پورناظري تشكيل شد كه عالي‌نژاد نيز از جمله بنيان‌گذاران آن بود. در اواسط دهه 60 عالي‌نژاد گروه را ترك كرد و گروهي مستقل با عنوان «باباطاهر» تشكيل داد. عالي‌نژاد كتابي نيز با عنوان «تنبور از ديرباز تاكنون» تاليف كرده كه از جمله منابع مهم درباره اين ساز باستاني است. خليل عالي‌نژاد در سال 1379 ايران را به مقصد سوئد ترك مي‌كند و پليس اين كشور در 27 آبان 1380 در شهر گوتنبرگ جنازه سوخته‌اش را پيدا مي‌كند. علت اين قتل هرگز مشخص نشد.


 

ظهر 27 آبان ماه 1386 همچون 27 آبان پنج سال گذشته، منطقه نزديك به دربند شهرستان صحنه مملو از جمعيت است. صندلي‌ها را چيده‌اند و كنار مقبره سيدخليل جايگاه كوچكي براي اجراي برنامه درست كرده‌اند. از سال 1380 كه عالي‌نژاد در سوئد به قتل رسيد تاكنون، اين مجلس به محفلي براي دورهم جمع شدن دوستداران او تبديل شده تا در مراسم سالگرد او به تنبور و به دف بزنند و ياد او را گرامي بدارند.

 

«در حراج عشقبازان حال ياران ديدني است» اين جمله‌اي است كه بر روي پارچه‌اي بر بالاي سن نوشته شده و زير آن تصوير بزرگي از سيدخليل عالي‌نژاد با ريش و موي پرپشت و تنبوري به دست. ساعت حدود 30 :1 بعد ازظهر است و نيم ساعتي تا شروع برنامه فاصله مانده‌اما جاي جاي اين قبرستان صداي تنبور را مي‌شود شنيد. نوازندگان اين ساز كهن هركدام به گوشه‌اي نشسته‌اند و تمرين مي‌كنند. اينجا پايتخت تنبور است و اين ساز را مي‌توان در دست كودكان نيز ديد. متولي مقبره عالي‌نژاد در خانه‌اش را باز گذاشته و صداي او را در قبرستان پخش كرده است. روي سر در ورودي خانه‌اش كاغذي چسبانده كه ليست سي دي‌هاي فروشي عالي‌نژاد را بر آن نوشته است.

 

هنوز به ساعت 14 نرسيده‌ايم كه صداي هلهله يا علي و نواي دف و تنبور از دور به گوش مي‌رسد. از بالاي قبرستان گروه تنبور نوازان مجذوب متشكل از حدود 30 نفر جوان ساز به دست مولاعلي مي‌خوانند وبه سمت مقبره مي‌آيند. تصوير سيدخليل با مو و ريش بلند بر دف تك‌تك‌شان نقش بسته است. مي‌گويند اين تصوير مربوط به زماني است كه عالي‌نژاد هنوز ريش و مو را به دستور شيخ خود به قيچي نسپرده بود. سبيل پرپشت يا ريش و موي بلند، روي صورت اكثر افراد حاضر در مراسم وجود دارد. مي‌گويند: «نقش مولاعلي روي صورت همه آدميان با چشم و ابرو و بيني و سبيل نوشته شده. سبيل نشانه است، سمبل است.» پس; از كودكي موي بالاي لب را حتي به قيچي هم نمي‌سپارند.سيدخليل هم تا مدت‌ها مو و ريش و سبيل كوتاه نمي‌كرده: «شيخش به او دستور داد و او هم بي‌درنگ اطاعت كرده مو و ريش را كوتاه كرد.»

 

گروه با دف‌هاي نقش عالي‌نژاد روبه‌روي مقبره مي‌ايستد و به همراه جمعيت دورتادورش «هوحق‌مددي الله مددي» مي‌خوانند. هنوزچند دقيقه‌اي نگذشته كه گروهي ديگر با عكس قاب گرفته بزرگ ديگري از او، با مو و ريش كوتاه و لبخندي بر لب از بالاي قبرستان مي‌آيند. يكي دو نوازنده دف در ميانشان و مابقي دست مي‌زنند و يا علي مي‌گويند. به گفته مردم صحنه، اينها از اهالي خود شهرند و اين مراسم را هر ساله برگزار مي‌كنند. تصوير سيد خليل را كنار ديگر تصاوير او روي سن مي‌گذارند و همه منتظرند تا برنامه آغاز شود. فرهاد ذوالنوري از دوستان عالي‌نژاد و مدير مراسم، درباره برنامه‌هايي كه قرار است برگزار شود، مي‌گويد: «شعرخواني، مقاله‌خواني و اجراي موسيقي از جمله برنامه‌هايي است كه هر ساله براي سالگرد آقا خليل در نظر مي‌گيريم. تقاضا براي اجراي برنامه بسيار زياد است، بنابراين مجبوريم كه دست به انتخاب بزنيم و با توجه به كمبود زمان، كساني را براي خواندن مقالات و شعرها و ديگراني را نيز براي اجراي مراسم روي سن دعوت كنيم.» ذوالنوري از اهداف برنامه مي‌گويد و از بزرگداشت ياد عالي‌نژاد: «قصدمان اين است كه از شخصيت هنري و شخصيت انساني او ياد كنيم. سيد خليل جداي از اينكه نوازنده و موسيقيدان برجسته‌اي بود، انساني شريف و مهربان بود كه به همنوع خود عشق مي‌ورزيد.»

 

مراسم با ايراد مقاله‌اي توسط يكي از اهالي شهرهاي اطراف صحنه آغاز مي‌شود:«تعصب خطا است. نبايد كسي را كه هم راي ما نيست با زور و قدرت با خود موافق كنيم.» اين جمله‌ها تمثيلي است از ظلمي كه به گفته اهالي صحنه بر سيد خليل گذشته است. مي‌گويند به باور خود معتقد بود و همين باور او، به دم تيغش سپرد. مقاله‌خواني ادامه دارد: « مردم يارستان با فرهنگ و آئيني برخاسته از اين خاك به وحدت درود مي‌فرستند. تنها وحدتي كه قابل تصور است وحدت در عين كثرت و كثرت در عين وحدت مي‌تواند باشد. نخستين گام براي تحقق وحدت همه مردم ايران تحمل تفاوت‌ها و مدارا و پذيرش اعتقادات گوناگون يكديگر است.» جمعيت لحظه به لحظه افزايش مي‌يابد. ديگر صندلي‌ها كفاف تعداد را نمي‌دهد، پس همه ايستاده دور تا دور به تماشا مي‌نشينند و پس از ختم مقاله دست مي‌زنند. گروه «روچيار» به معني آفتاب كه از اهالي صحنه هستند و يكي دوباري هم جايزه تنبور نوازي غرب كشور را برده‌اند، دو قعطه چهار مضراب مخالف سه گاه ساخته مجيد درخشاني و ساقي ساخته كوروش قزويني را اجرا مي‌كنند. همه چيز با ياد عالي‌نژاد آغاز مي‌شود. هر چه باشد امروز سالگرد اوست. فرهاد ذوالنوري مي‌گويد: «امروز 27 آبان ماه برابر با سوم سرماخيز كردي گرمسيري سلطاني، مصادف با درگذشت عالي‌نژاد است. امروز را به ياد او مي‌گذرانيم كه همه از او خاطرات خوبي به ياد دارند.»

 

كردي گرمسيري سلطاني؟

 

سيد خليل عالي‌نژاد نه تنها در موسيقي كه در علم و نجوم هم گويا تبحر ويژه‌اي داشته است. در مقدمه اين تقويم كه به كوشش عالي‌نژاد تنظيم شده آمده است: «اين سالشماري كه با اندك تفاوتي در مناطق مختلف كردنشين رايج است و به اسامي گوناگون از جمله فرس قديم، زردشتي، اختيارات كردي، گرمسيري، چهل و پنج و چهل و پنج و جلالي معروف مي‌باشد و كلا از گاهشماري يزدگردي ايران باستان اتخاذ گرديده است.

منظور از يزدگرد شاهان ساساني نبوده بلكه در لغت فرس قديم به معني پروردگار و اهورامزدا مي‌باشد. به دو علت اين حساب باستاني نزد اقوام مختلف كرد دچار اختلاف گرديده، اول در محاسبه سال‌هاي كبيسه و دوم اختلاف اسامي ماه‌هاي سال. اين روش محاسبه ايام چنانچه از كبيسه يكصد و بيست سال يكماه پيروي نمايد موسوم به حساب فرس قديم، اختيارات و يزدگردي خواهد بود و چنانچه از كبيسه چهار سال يك روز پيروي كند گرمسيري، زردشتي يا جلالي مي‌باشد كه در هر دو صورت در هر دوره صد و بيست ساله حداكثر يك ماه از يكديگر فاصله مي‌گيرند و مجددا با هم يكي مي‌شوند.»

 

اين تقويم متشكل از چهار فصل بهار، تابستان، پاييز و زمستان است و سيزده ماه دارد. دوازده ماه 30 روزه و يك ماه پنج روزه به نام‌هاي رشه‌مه (آب شدن برف‌ها و پيدا شدن زمين)، پنجه (پنج روز معروف خمسه)، گله‌داران (باز شدن گل‌هاي درختان)، گله جاران (شكفتن گل‌هاي صحرايي)، گرماخيز (شروع گرما)، پيوش پر (خشكيدن گياهان صحرايي)، گلاويژ (نام ستاره‌اي است كه در اين ماه طالع مي‌گردد)، خرمانان (موعد برداشت محصولات كشاورزي)، رزبر (رسيدن انگور)، گلاريز (برگريزان)، سرما خيز (شروع سرما)، بفرآور (موسم بارش برف) و ري بندان (بسته شدن راه‌ها از شدت بارش برف).

 

سال 1386 برابر با 758 كردي گرمسيري سلطاني است و بيست و پنجم بهمن ماه هجري شمسي آغاز سال نو. سيد خليل براي دور كردن اختلافات در تقويم‌هاي گوناگون رايج در مناطق كردنشين، اين تقويم را اهتمام كرد و براي برطرف كردن مشكلاتي در نوازندگي ساز «تن‌تار» را.

 

تن تار، تنبور و سه تار

 

فريدون حقيقي سازنده ساز «تن تار» اين ساز را بر اساس طرحي از مرحوم عالي‌نژاد در سال 1382 ساخت. اين ساز از يك سمت سه‌تار راست و از ديگر سمت تنبور تا به گفته حقيقي سه چيز را فراهم كند: « اول سهولت در حمل ساز است كه با «تن تار» حمل دو ساز منتفي مي‌شود. دوم اينكه هم تنبور و هم سه‌تار است و قابليت و سرعت نوازندگي را بالا مي‌برد. سوم اينكه فاقد كاسه طنيني است و چون كاسه كتابي دارد، سوز خاص و صداي لطيفي دارد.»  

 

فريدون حقيقي تن‌تار را از جلد بيرون مي‌آورد و زخمه‌اي به تنبور و سه‌تارش مي‌زند و مي‌گويد: « هر كدام صداي دقيق خودش را دارد البته سوز بيشتري بر طنين صدا حاكم است. اين ساز در سال 1383 به عنوان اختراع درعرصه موسيقي ايران ثبت شد و در حال حاضر قرار است به ثبت جهاني برسد.» حقيقي درباره طرح اين ساز مي‌گويد: « سيد خليل هميشه در پي نوآوري بود و مي‌خواست سبك جديدي را به وجود بياورد. اين كار را در نوازندگي و آهنگسازي انجام داد و طرح اين ساز را نيز او ريخت.» فريدون حقيقي حدود 20 سال يعني از سال 1363 با زنده‌ياد عالي‌نژاد در ارتباط بود و اواخر زندگي عالي‌نژاد در تهران، پنج سالي با او زندگي مي‌كرد. فرشاد حقيقي، رهبر گروه تنبورنوازان مجذوب و پسر فريدون حقيقي در اين باره مي‌گويد: «در سعادت‌آباد خانه‌اي داشتيم كه با عالي‌نژاد و پدرم در آن زندگي كردم. حدود پنج سالي شد تا اينكه از ايران رفت. زندگي من با عالي‌نژاد در اين پنج سال سرفصل همه عمر من خواهد بود. تا به حال مردي با اين سجايا و اخلاقيات نديده‌ام. متين، موقر، باادب، مهربان و مردم دوست بود و براي همه دل مي‌سوزاند.» عالي‌نژاد در سال 1378 يعني در اواخر اقامتش در تهران طرح اين ساز را به حقيقي مي‌دهد و هرگز فرصت نمي‌كند تا زخمه‌اي بر اين ساز بزند. «تن‌تار» تركيبي از دو ساز مقدس است. تنبور كه براي مردم كرمانشاه ارزشمند و عالي‌مقام است و سه‌تار كه سازي عرفاني محسوب مي‌شود. تنبور از لحاظ دستان‌بندي نيم‌پرده است و بر دستان‌بندي قديم و قبل از اختراع ربع پرده ساخته شده است. به گفته فرشاد حقيقي: « رديف‌ها و دستگاه‌هايي كه اكنون داريم در قديم بر همان 14 پرده نواخته مي‌شد. به عنوان مثال ماهوري را كه در تنبور مي‌زنيم به عنوان ماهور قديم مي‌شناسند.

 

تنبور خيلي از گوشه‌ها را ندارد و داراي اصل دستگاه‌هاست. به همين خاطر تنها لحن و لهجه دستگاه است كه تغيير مي‌يابد. تنبور، ماهور، شور، اصفهان و چهارگاه را با لهجه‌اي باستاني و قديمي مي‌نوازد. سه‌تار تكامل يافته تنبور است. حجم كاسه كوچك شده و تعداد و تنوع پرده‌ها و وسعت صدادهي افزايش يافته است. سه‌تار در قديم داراي سه سيم بوده است و براي همين صداي اين ساز با سه سيم بسيار شبيه به تنبور است.» فريدون حقيقي درباره تن‌تار توضيح بيشتري مي‌دهد: «خيلي‌ها به دست گرفتن ساز كتابي عادت ندارند. براي همين شايد در ابتدا برايشان كمي نواختن اين ساز مشكل باشد. اما بايد قلق آن را به دست بياورند تا به سهولت آن را بنوازند.» وي تاكيد مي‌كند كه ادغام دو ساز در يك ساز در تاريخ موسيقي ايران بي‌سابقه بوده و شايد بتوان گفت كه در جهان نيز بي‌سابقه است. حقيقي ساخت تن‌تار را بدعتي در سازسازي مي‌داند و مي‌گويد: «اينكه نمي‌شود هرچه را از قديم مانده عينا استفاده كرد. مگر در قديم اينگونه رفتار مي‌كردند؟ اضافه شدن يك سيم به سه‌تار و ابداع ربع پرده و ساخت تار از همين نوآوري‌ها بوده است.» رامين كاكاوند، آهنگساز گروه ارغنون و از اعضاي اصلي گروه باباطاهر كه با سيدخليل عالي‌نژاد همكار بود نيز درباره«تن‌تار» مي‌گويد: « تن‌تار قدرت نوازندگي را بالا مي‌برد. نواختن اين ساز باعث مي‌شود تا نوازنده بتواند به سهولت روي سن از هر دو ساز تنبورو سه‌تار استفاده كند.» فريدون حقيقي هنوز هم «تن‌تار» مي‌سازد ولي بايد سفارشي باشد: «هركسي مايل به نواختن اين ساز نيست. اگر سفارش اين ساز به من شود حدود 20 روز طول مي‌كشد تا آن را بسازم.» مهر كارگاه مجذوب روي سازهاي حقيقي، نزد اهالي موسيقي بسيار مشهور است.    

 

تنبورنواز برجسته و ويژه    

 

عالي‌نژاد در تنبورنوازي صاحب سبك بود. اين جمله را از تمام كساني كه با اين ساز آشنايي دارند، مي‌توان شنيد. رامين كاكاوند اين مطلب را تائيد مي‌كند و مي‌گويد: « عالي‌نژاد چهارده مقام تنبور را كه سينه به سينه نقل شده بود در كتاب «تنبور از ديرباز تاكنون» به نت نوشته و اين كار باعث شده تا اين مقام‌ها ثبت شده بماند.» وي سبك سيدخليل را منحصر به فرد مي‌داند و مي‌گويد: « در تنبورنوازي سبك ويژه‌اي داشت. اكثر كساني كه در حال حاضر تنبور مي‌زنند به شيوه او مي‌نوازند.» فرشاد حقيقي نيز كه در كودكي مدتي پيش عالي‌نژاد بود و اين استاد ،نوازندگي او را تصحيح مي‌كرده، مي‌گويد: « دو نوع سبك تنبورنوازي داريم. يكي سبك گوران و ديگري صحنه كه هر دو منطقه در كرمانشاه هستند، هر كدام از اين مناطق سبك‌ها و شيوه‌هاي مختص خودشان را دارند. بزرگان تنبورنواز صحنه درويش اميرحياتي، سيد امرالله شاه‌ابراهيمي و سيدخليل عالي‌نژاد هستند و بزرگان نوازنده تنبور در گوران نيز طاهر يا رويسي و علي‌اكبر مرادي. در سبك درويش امير حياتي تنوع ريتم خاصي وجود دارد و اكثرا ريتم دهل است. شيوه نوين خليل عالي‌نژاد نيز در مضراب‌‌زني و انگشت‌گذاري خاص او بوده است. شيوه نوازندگي گوراني‌ها تند و خشن است و خيلي محلي‌تر از تنبورنوازي صحنه است. اهالي صحنه نرم و لطيف مي‌زنند.» فرشاد حقيقي رهبر گروه تنبورنوازان مجذوب است كه در ابتداي ششمين سالگرد درگذشت عالي‌نژاد با حدود 30 نفر جوان دف و تنبورزن، به سمت مقبره آمدند. حقيقي پسر، گروه را آماده مي‌كند و روي سن مي‌روند. تنبورنوازان و يك نفر دف‌زن روي سن و بقيه نوازندگان دف پايين سن روبروي مردم. اين آخرين برنامه و جذاب‌ترين آن است. حقيقي درباره شيوه كار خود با تنبور مي‌گويد: « روي شيوه نوازندگي حياتي و عالي‌نژاد كار مي‌كنيم تا تلفيقي از اين دو را ارائه دهيم. شيوه نوازندگي خيلي روي موسيقي تاثير دارد. مثل اين مي‌ماند كه يك جمله را فارس يا كرد بگويد. جمله همان جمله است ولي لحن و لهجه آن فرق مي‌كند. در تلفيق دو نوع شيوه نوازندگي نيز مي‌توان لحن جديد و زيبايي خلق كرد. به خصوص اگر شيوه تنبورنوازي گوران را با صحنه تلفيق كنيم. يعني همان اتفاقي كه در گروه تنبور شمس و در اوايل كار آنها افتاد. علي‌اكبر مرادي و سيدخليل عالي‌نژاد، هركدام با شيوه مختص به خود در يك گروه مي‌نواختند و عالي‌ترين كارهاي تنبور را خلق كردند.» پورناظري رهبر گروه تنبور شمس نيز از سيدخليل به نيكي ياد مي‌كند: « نوازنده چيره‌دستي بود و مثل او كمتر يافت مي‌شود. تكنوازي او در آلبوم «صداي سخن عشق» از ياد نرفتني است.»فرشاد حقيقي اما مهمترين كار تكنوازي عالي‌نژاد را «شكرانه» مي‌داند: «بداهه‌نوازي در آلبوم «شكرانه» بايد به عنوان يكي از قويترين بداهه‌نوازي‌هاي موسيقي ما شناخته شود. كساني كه مي‌خواهند تنبور بزنند بايد با اين كار آشنا شوند.» وي تنبور را متعلق صرف به كرمانشاه نمي‌داند و مي‌گويد: « تنبور متعلق به همه است. مي‌گويند بايد تنبور را فقط در مقام قديمي خودش زد در حالي كه نمي‌شود. اين ساز پنج تا هفت هزار سال قدمت دارد و هر نوازنده چيره دستي چيزي به آن افزوده است كه اين چنين حفظ مانده.»    

 

گروه تنبورنوازان مجذوب كه متشكل از 10 نفر عضو ثابت و 15 نفر دف‌نواز مهمان هستند برنامه خود را با قطعه‌اي تلفيقي از چند مقام تنبور به پايان مي‌رسانند و در ميان تشويق حاضران از سن پايين مي‌آيند. برنامه تمام شده ولي جاي‌جاي نوازندگاني را مي‌شود ديد كه گروه‌گروه حلقه زده‌اند و بر دف و تنبور مي‌زنند و سرهاي خود را به هر سو تكان مي‌دهند. اينجا مراسم سالگرد درگذشت عالي‌نژاد است. مرگي كه هرگز مسبب آن مشخص نشد.    

 

 

گزارش يك قتل

 

«متولد 1362 هستم و در زمان اين اتفاق 18 يا 19 ساله بودم.» سيدحميد عالي‌نژاد پسر استاد عالي‌نژاد اين گونه خود را معرفي مي‌كند او در خانه بوده و پدر در آموزشگاه به قتل رسيده است. فرهاد ذوالنوري درباره مرگ عالي‌نژاد مي‌گويد: «به سوئد رفته بود تا در آنجا آموزش موسيقي بدهد. روز 27 آبان ماه 1380 پليس سوئد جنازه او را سوخته كشف مي‌كند. كالبدشكافي‌ها نشان از اين داشت كه او را با چاقو تكه‌تكه كرده‌اند ولي متاسفانه هيچ وقت قاتل او پيدا نشد.» يكي از حاضرين در مراسم نيز كه حاضر نيست نام خود را بگويد در اين باره مي‌گويد: «من همسايه روبه‌روي آموزشگاه او در شهر گوتنبرگ بودم . عالي‌نژاد ساعت 9 صبح در آموزشگاه شاگرد داشته و بايد به آنجا مي‌رفت. اين گونه كه شواهد نشان مي‌دهد ساعت هشت‌و سي دقيقه صبح كارت اتوبوس خود را زده و به سمت آموزشگاه رفته. 5 دقيقه تا آموزشگاه راه است، بنابراين هشت و سي و پنج دقيقه صبح به آموزشگاه رسيده. روي سقف همه خانه‌ها در سوئد دستگاهي تعبيه شده كه به محض ايجاد احتراق، زنگ خطر آن در اداره پليس و آتش‌نشاني به صدا درمي‌آيد. ساعت 9 صبح زنگ خطر آموزشگاه عالي‌نژاد در اداره پليس زده شده و پليس با جسدي روبه رو مي‌شود كه به گفته خودشان با جسم سنگيني به سرش ضربه زده‌اند و جاي 5 ضربه چاقو نيز در بدن او ديده شده است. بعد جسد را با ماده‌اي عجيب آتش زده‌اند.» رامين كاكاوند نيز از شنيده‌هاي خود مي‌گويد: «روز 27 آبان ماه 1380 به گفته همسايه‌طبقه بالايي، سه نفر مهمان او بودند. دو نفر از آلمان آمده بودند و سومين نفر همكار عالي‌نژاد در سوئد بوده است. البته اين همكار كه خيلي‌ها اعتقاد دارند او هم از مسببين مرگ عالي‌نژاد است حضور خود را در آنجا و در آن ساعت انكار مي‌كند.» عالي‌نژاد در «صحنه» دشمن‌هاي زيادي داشت. به دليل اختلافات عقيدتي با گروهي از اهالي اين شهرستان درگيري دائم داشته است. قباد سالك همسايه او در شهرستان صحنه مي‌گويد: «گروهي كه زير نظر (...) فعاليت مي‌كردند به شدت با عالي‌نژاد بد بودند.سيدخليل هم نمي‌توانست زير بار حرف زور و نادرست برود. يادم مي‌آيد كه سال 68 بود كه حدود دو هزار نفر از آن دسته ،خانه سيدخليل را محاصره كردند و آن را سنگباران كردند. سيدخليل با دو سه نفر در خانه بود و نمي‌توانستند از خود دفاع كنند. براي همين به پشت‌بام رفتند و مدتي آنجا ماندند تا آن عده بروند.» فرهاد ذوالنوري نيز درگيري‌هاي فيزيكي را تائيد وتاكيد مي‌كند: «بله درگيري‌هاي شديدي به وقوع مي‌پيوست.»قباد سالك ادامه مي‌دهد: «يك بار هم در بازار صحنه و يك بار ديگر در گاراژ صحنه درگيري شد.» سالك اما مهمترين اين درگيري‌ها را در اداره برق مي‌داند: «بچه‌ها چون عده‌شان كمتر بود به داخل اداره برق رفتند و آنجا پناه بردند. آن طرفي‌ها هم اداره را محاصره كرده بودند كه ماموران نيروي انتظامي آمدند.» خليل عالي‌نژاد حدود سال‌هاي 74 «صحنه »را ترك مي‌كند و زندگي در تهران را انتخاب مي‌كند. مي‌رود تا به دور از جنجال‌هاي عقيدتي به كار هنري‌اش بپردازد. سال 79 دعوتنامه‌اي از سوئد براي آموزش تار و سه‌تار و تنبور دريافت مي‌كند و به آن كشور مي‌رود تا در 27 آبان ماه، جنازه‌اش يافت شود. ذوالنوري مي‌گويد: «وكيل بين‌المللي گرفته شده و از طرف دولت از خانواده آن مرحوم وكالت گرفته شد تا پيگيري جريان قتل در كشور سوئد انجام شود.»

 

صبح روز 14 آذر ماه 1380 جنازه سيدخليل در مقابل تالار وحدت تشييع شد. محمدرضا درويشي در آن مراسم استاد را چنين توصيف كرد: «كسي سيد را نشناخت. عالي‌نژاد مغني شاهد و خنياگر مهر عشق و فرزانه‌اي در موسيقي بود كه به تنبور، اين سازي كه مي‌رفت سخيف شود، اعتباري روزافزون بخشيد. عالي‌نژاد علاوه بر مقام‌هاي باستاني و حقاني تنبور به رديف دستگاهي ايران احاطه كامل داشت. او توانست در اين سال‌ها مجموعه عظيمي از نغمه‌ها، حكايت‌ها، روياها و مقام‌ها را دريابد، از مجموعه عظيم استادان و پيران توشه برچيند و بسياري از رشته‌هاي به هم ناپيوسته موسيقي، ادبيات، اعتقادات و روياهاي مردم ساكن در جلال پر وهم «اورامان» و زاگرس را به هم پيوند زند و تكه‌هاي جدا افتاده و پرتاب شده به اين سو و آن سو از مقام‌ها و كلام حقاني تنبور را گرد آورد. سيدخليل علاوه بر استادي در نواختن تنبور، دستي بر تار و سه‌تار هم داشت. اما آنچه بيش از همه استاد را محبوب كرده بود شيوه خاص وي همراه با احساسي لطيف بود كه از يك مراقبه روحاني نشات مي‌گرفت و به حق شنونده را تحت تاثير قرار مي‌داد.» سيدخليل رفت، اما ياد و صداي ساز و آواز او هنوز مانده است. سيدخليل رفت اما مهر قلندر او بر سازهايي كه مي‌ساخت هنوز هم نيك مي‌درخشد.
 
                                                                          منبع : روزنامه حیات نو
|+| نوشته شده توسط عبدالمهدی حاجیانی در دوشنبه پنجم آذر 1386  |
 
 
بالا